و من می شنوم صدای تو را
ای حسین (ع)!
هل من ناصر … … ینصرنی
از همین نزدیکی
از میدان به خون نشسته لوء لوء
از صحرای سوزان صنعا!
می آید فریادت ” هل مِن ناصر یَنصُرنی “
و می بینم به روشنایی روز
ظلمت شب را
و انتظار نور را
و دست یزیدیان را
و سکوت خیل کوفیان را
ای حسین(ع)!
کربلایت را فقط شنیده ام!
ولی بحرین را دیدیم
همه دیده بانان حقوق بشر کور هستند!
برای من بحرین، بحر عین است
دریای چشمان منتظر
به راه کسی که خواهد آمد