رندانه آخر ربودی جامی ز خم خانه دل
خونین چو برگ شقایق ، رنگین چو افسانه دل
دلدار زیبا گزین است ، دلخواه ِاو بهترین است
با آتش او چه زیباست پرهای پروانه دل
فکه ، شلمچه ، هویزه ، درچشم های تو جاری است
اروند، خون می برد از سردشت تا بانه دل
اخبار می گوید از درد جان داده مردی و فردا
تشییع خواهد شد اما بر موجی از شانه دل
دانه به دانه نشانه ، بردند از این میانه
حالا به حیرت رسیده تسبیح صد دانه دل