عنوان:
اظهار تاسف از مرگ ناگهانی یک روحانی مجاهد ـ هشدار به پسماندههای شاه و امریکا
تاریخ:
۱۳۵۸/۰۲/۱۸
محل:
قم
موضوع:
اظهار تاسف از مرگ ناگهانی یک روحانی مجاهد ـ هشدار به پسماندههای شاه و امریکا
مناسبت:
حضار: کارکنان کمیته امداد مرکز
بسم اللّه الرحمن الرحیم
یکصدا در راه پیشبرد انقلاب اسلامی
برای من هم مایه تاثر است و من از نزدیک ایشان[۱]را میشناختم و به آتیه ایشان امیدوار بودم. انتظار بود که در آتیه، خدمتگزار خوبی باشند؛ الآن هم خدمت میکردند که این وضع پیش آمد. خداوند ایشان را رحمت کند و به شما توفیق بدهد که وظایف را انجام بدهید. چه به اینطور تصادفات از اینجا[دنیا]برویم، چه به شهادت، عَلی ایّحال، در راه خدمت است. و من امیدوارم که خداوند به همه ما سلامت و سعادت عنایت فرماید و به همه ما توفیق خدمت در این نهضت. همه باید خدمت بکنیم و نهضت را پیش بریم و هیچ چیز مانع این مسیر ما در این مسئله نباید بشود؛ چه[مشکلاتی]که برای ما پیش میآوردند و بنا دارند بعد هم پیش بیاورند، و چه چیزهایی که در اثر تصادف پیش میآید که در ردیف اینطور فعالیتهاست. در هر صورت همه موظفید که در این زمانی که زمان حساسی است و اسلام گرفتاری دارد و کشور ما گرفتاری دارد همه با هم یکصدا و با هم یکنواخت نهضت را پیش ببریم و انشاءاللّه به پیروزی آخر برسیم و میرسیم.
پسماندههای رژیم شاه و امریکا
و این اقشار ضعیفی که حالا از پسماندههای رژیم سابق و امریکا و امثال اینهاست و با صورتهای مختلف و با ماسکهای مختلف، چیزی نیستند که مانع این جریان عظیم ایران بشوند. اینها یک دست و پایی میزنند. آن وقتی که آن سد بزرگ بود، ایران شکست آن را؛ حالا اینها یک قطرات و یک ذراتی هستند که اگر خیلی توطئههاشان را انسان بفهمد، با یک نصف روز اینها از بین خواهند رفت؛ و من امیدوارم که اینها بیدار بشوند و دست از شیطنتها بردارند و آنهایی که قابل هدایتند انشاءاللّه هدایت بشوند.
خداوند همه شما را حفظ کند و موفق باشید. هم برادرهای ما و هم خواهرهای ما ـ همه ـ سربازهای اسلام هستیم؛ و من امیدوارم که در آن کتابی که بناست اسم سربازها را بنویسند، اسم ماها را هم به نام سرباز بنویسند.
۱ـ آقای حسین املایی (فعال در کمیته امداد امام خمینی) در یک حادثه رانندگی درگذشت.