***دکتر شریعتی در کتاب «شیعه» جملهای دارند بسیار زیبا و عمیق با چنین مضمونی که «هرگاه کسی گفت حسین، فورا بگویید کدام حسین؟». چرا که شاید آن حسینی که در ذهن شماست با حسینی که ساخته و پرداختهی مخاطبتان است زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد و هر دو اینها با خود حسین علیهالسلام.(1)
*** حالا ماجرای ما هم همین است. با یک جمله از امام (ره) که آنقدر افراد خاصی آن را تکرار کردهاند که کلیشهای شدهاست و این اواخر حتی آزاردهنده و لوث، وارد بحث میشویم؛ «پشتیبان ولایتفقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.»
بحثم در مورد این جمله نیست در مورد غالب کسانی است که طوطیوار، کارشان شده است تکرار این جمله، بَنِر زدن از این جمله، ایراد منابر و خطابههای حماسی در شرح و تفسیر این جمله و خلاصه هر آنچه که خالی از عمل به این جمله باشد! مشکل کار اینجاست؛ «پشتیبانانِ خالی از اندیشه»
قشری که همه جا هست. گاهی در قامت یک بسیجی، گاهی یک دانشجو، گاهی یک مسئول و حتی گاهی در قامت یک مسئول فرهنگی در جمهوری اسلامی. اما بحث ما معطوف به مسئولینی است که جزئی از این قشرند. مسئولینی که بدون آشنایی حتی اولیه و سطحی از اندیشههای ولیفقیه، دست به پشتیبانی از آن میزنند.
***«پشتیبانان خالی از اندیشه» ، قشری هستند که همهجا و در نزد همهکس دم از ولایتفقیه میزنند، اما جز چند جملهی کلیشهای چیزی از تفکرات همان ولی فیقه نمیدانند.
آنان میدانند که امام گفت «سپاه چشم من است» اما نمیدانند که همان امام جملهاش را ادامه داد که «سپاه چشم من است؛ چشم من نباید خطا کند».
آنان البته خیلی از اینها را هم میدانند اما خودشان را زدهاند به ندانستن. نکته اینجاست که آنان چندان مقید به شنیدن سخنان ولی فقیه نیستند تا چه رسد به عمل. آنان کارشان فقط پشتیبانی است!
در نظر «پشتیبانان خالی از اندیشه»، پشتیبانی از ولایت فقیه تنها به این است که آدم آرام و ساکت بنشیند سر جایش، احیانا فتنهای بر پا نکند و از هیچکس و هیچچیز هم انتقادی نداشته باشد. از نظر آنان کسی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی را پذیرفته است و هیچ از اندیشهها و اصول انقلاب و امام و رهبری نمیداند، بههیچ وجه ضدولایتفقیه نیست.
آنان حاضرند برای نصب عکس ولی فقیه در همه جا (از کلاس گرفته تا اتوبوسهای حملونقلعمومی) تصمیمات قاطعی اتخاذ کنند، اما همینها وقتی سخن از گشایش فضا، آزادی بیان و تضارب اندیشهها میشود - که درخواست اکید رهبری است- مانع از حتی مطرح کردن بحث میشوند به این بهانه که «اوضاع خطرناک است»، «شرایط فتنهگون است»، «نظام زیر سوال میرود» و بهانههایی بنیاسرائیلیتر از اینها...
***«پشتیبانان خالی از اندیشه»، خصوصا آنهایی که مسئول هم هستند، در برخورد با مسایل کاملا محافظهکارانه برخورد میکنند. «محافظهکاری» و «حفظ شرایط موجود»، اصلالاصول مدیریتی آنهاست. اگر شما زیر مجموعهی چنین مدیری باشید، پیشنهاد هیچ کار جدید و نویی را نمیتوانید ارائه کنید هرچند کاملا در جهت عمل به بیانات ولی فقیه باشد. (2)و این در حالی است که رهبری انقلاب سالها پیش تذکر دادند که «محافظهکاری، قتلگاه انقلاب است».
«پشتیبانان خالی از اندیشه» از بیان حقایق میهراسند، از اینکه از آنها انتقاد شود بیم دارند و کمتر حاضر به حضور در مجامع انتقادی هستند.
آنان در برخورد با جریانات فرهنگی، فکری و مردمی، امنیتی برخورد میکنند. روند انجام کار فرهنگی در کشور را در صدور بخشنامه و نصب پوستر و برنامههایی با ارائهی مستقیم مفهوم، میبینند. برای آنان توصیه های رهبر انقلاب به مسایلی از قبیل «برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی»، «توجه و تقویت بعد سیاسی دانشجو و دانشگاه»، «کارهای عمیق فکری در مسایل دینی» و «پرهیز از انجام کارهای فرهنگی سطحی»(3) اهمیتی ندارد، آنان راههای بهتری برای پشتیبانی از ولیفقیه میشناسند! رهبر انقلاب انتقاد از خود را بر میتابد و انتقاد از ولیفقیه را نفی یا نهی نمیکند اما از نظر «پشتیبانان خالی از اندیشه» هر انتقادی از نظام که احتمال سرایت به مقام رهبری را داشته باشد، توطئه، فتنه، شلوغکاری و تندروی است.
***رهبر انقلاب میگوید ضرورتی ندارد و حتی اشکال دارد که نام هر سال را - مثلا سال جهاد اقتصادی را- با پول بیتالمال بَنِر کنید و بزنید بر در و دیوار شهر و بجای چنین کارهایی به فکر عملی کردن نام هر سال باشید.(4) اما «پشتیبانان خالی از اندیشه» گویا اصلا این سخن رهبری را نشنیده باشند –که احتمالا هم همینطور است!- شهر را با ادعای پشتیبانی از ولیفقیه، پر میکنند از این پرده نوشته و بنر، که ؛ «سال جهاد اقتصادی مبارک». بعد هم یک عکس بزرگ از رهبری را میزنند تنگش، از پول بیزبان بیت المال!
***با حسن ظن اگر نگاه کنیم خواهیم گفت این قشر، پشتیبانند، اما راه پشتیبانی را نمیدانند؛ انسانهایی خوب ولی جاهل. اما اگر بخواهیم کمی واقعیتر به قضیه نگاه کنیم غالب- و تاکید میشود غالب و نه همهی - «پشتیبانان خالی از اندیشه» نانبهنرخروزخورهایی هستند که بنا به منافع شخصی و ضرورت زمانی، دفاع از ولی فقیه را بعنوان پزی برای رسیدن به اهدافشان برگزیدهاند. اگر کمی هم بخواهیم بدبینی به خرج بدهیم باید بگوییم اینان همان «ضد ولایتفقیه»هایی هستند که بعد از هر نماز مرگشان را آرزو میکنیم!
طرز تفکر این قشر از مسئولین هم جالب است. «پشتیبانان خالی از اندیشه» به عنوان اینگونه میاندیشند ؛ بعد از فتنه 88 است، اوضاع هنوز کمی شلوغ پلوغ است، باید یک کار فرهنگی کنیم برای تفهیم جایگاه ولیفقیه و اهمیت آن در پیشرفت کشور و اسلام. مینشینند دور هم با یک شور حال خاص و بعد از کلی بحث و ارائهی نظرات کارشناسی در باب «چگونگی شیرفهم کردن مردم» در مورد اهمیت ولایت فقیه، نهایتا نتیجه جلسه میشود این مصوبات :«نصب عکس امام و رهبری در کلاسهای مدارس و دانشگاهها». «نصب بنرهایی پیرامون ضرورت پشتیبانی از ولایت فقیه». «الزام و تشویق افراد به بکار بردن لفظ «امام خامنهای» به جای رهبر معظم انقلاب»...و فقط همین! (5)
و در این میان مظلومترین قربانی، اندیشههای همان ولی فقیهی است که اینان با حرارت تمام از او دم میزنند. ولی فقیهی که بارها در سخنانش نسبت به کارهای بیهوده و مضر تبلیغاتی تذکر داده و از همه - خصوصا مسئولین - برای کار خالصانه برای خدا و مردم دعوت کرده است.
***از دید آنان، آنان ضد ولیفقیه نیستند، اما به نظرم خطرناکترین و ضربهزنندهترین قشر جامعه به ولیفقیه همینهایند، با این پزهای خستهکننده و تکراریشان...
اینها را گفتم نه برای اصلاح این قشر. اینها را گفتم تا شما هم متوجه اوضاع بشوید؛ هر کسی که دم از ولایت زد، ولایی نیست و از قضا - آخرالزمان است دیگر – نفاق اینجا بیشتر خودش را نشان میدهد.
***گاهی به نسل خودم حق میدهم که نسبت به ولیفقیه دلچرکین باشند، چرا که عدهای از همین «پشتیبانان خالی از اندیشه» چنان سطحی، سخیف و احمقانه از ولیفقیه دم زدهاند و دفاع کردهاند که چهرهای معکوس و کاملا غیر واقعی و کاریکاتوری از جایگاه و مصداق ولیفقیه در ذهن انسان متبادر میشود.
وقتی با برخی از همسنوسالهای خودم که نسبت به ولیفقیه دید خوبی ندارند، برخورد میکنم، سعی میکنم اولین سخنم این باشد؛
«آن ولی فقیهی که به تو شناساندهاند، دوست داشتن هم ندارد و آن ولی فقیهی که من دیدهام و آن تفکراتی که من از او شنیدهام، تبعیت و پیروی از او کار عجیبی نیست!»
بیایید از نو بیاغازیم. بیایید دیگران – خصوصا همین پشتیبانان خالی از اندیشه- افکار ما را نسازند، بیایید خودمان کمی بخوانیم(6) ، خودمان کمی گوش کنیم و خودمان کمی بیندیشیم...
***پاورقی :
1- احتمالا بعدها همین پشتیبانان خالی از اندیشه اشکال خواهند کرد که چرا مدعای سخنت را سخنی از شریعتی آوردی و اصلا شریعتی ِال است و بِل! غافل –و بلکه آگاهِ غافلنما- از اینکه رهبر انقلاب در مورد همین دکتر شریعتی گفته اند : «مرحوم شریعتی مهمترین کارش این بود که تفکر و اندیشه اسلامی را در سطح جوانها به صورت وسیعی مطرح کرد...» 30 خرداد 60
2- مثال عینی و بومی این اتفاق مدتی قبل رخ داد. آنجا که یکی از دانشجویان دانشگاه خودمان در جلسهای با مسئولین دانشگاه پیشنهاد برگزاری کرسی آزاد اندیشی با موضوع «آیا ایران ابر قدرت است؟» را داد و با برخورد سلبی و کاملا محافظهکارانه مسئولین مربوطه مواجه شد که ؛ «آقا مشکل ایجاد می شود»، «بحث جنجالی است» و الخ
3-مثالها از جهت تقریب به ذهن ، همه دانشجویی و دانشگاهی است و الا بحث، مبتلا به محیطهای دیگر هم هست.
4- سخنان رهبر انقلاب به مناسبت عید نوروز 90
5- توجه شود که منظور، نفی کلی چنین کارهایی نیست اما چنین کارهایی اگر اولویتهای آخر نباشد، اولویت اول هم نیست!
6- سایت حفظ و نشر آثار آیت ا... خامنه ای برای مطالعه افکار و نظرات ایشان پیشنهاد میشود؛ Khamenei.ir . همچنین صحیفهی نور جهت آشنایی با اندیشههای حضرت امام (ره).