میگویند متن به ویژه متن وبلاگ باید کوتاه و خلاصه باشد، ولی مگر چند بار دیگر پیش میآید که پشت سر رهبر نماز جمعه بخوانیم! اشتباه نکنید! این متن خلاصه است، خلاصهای از آن چیزی است که بر روی کاغذ نمیآید! این متن در مقایسه با عظمت اتفاق، خلاصهای بیش نیست.
چند روزی بود که مشغله زیادی داشتم، روز چهارشنبه در مکالمه با یکی از دوستان از اقامه نماز جمعه به امامت آقا با خبر شدم. تازه همان روز به تهران رسیده بودم. فرصتی بود تا طلسم شرکت نکردن در نماز جمعه تهران را بشکنم، چون در این دو سال و اندی که تهران بودم هر بار به علتی توفیق حضور را از دست داده بودم. البته دو باری بیت، مهمان آقا بودیم. فاطمیه امسال و ماه رمضان دیدار با دانشجویان که در این دومی افطار هم در فاصله ده متری آقا صرف کردیم. رویایی بود دلنشین! حتی برای آقا دست تکان دادم و ایشان پاسخ داد. مثل بچهها ذوقزده شده بودم.
برنامهریزی کردم که صبح جمعه راه بیفتم. شب قبلش در اینترنت مقداری در مورد مکان و برنامه نماز جمعه جستجو کردم و خیلی عجیب است که رویداد به این مهمی بازتاب زیادی در رسانههای خودمان هم ندارد. فقط یک خبر که تمام سایتها بدون جا انداختن واوی تکرارش کرده بودند. ستاد نماز جمعه یک سایت اطلاعرسانی هم ندارد، در عصر ارتباطات و زمانی که هر شرکت کوچکی یک سایت دارد برای خودش، کمی تعجب برانگیز است.
صبح ساعت هشت و نیم بیدار شدم برنامهریزی کردم که ده صبح راه بیفتم. یادم نمیآمد که خطبه نماز جمعه کی شروع میشود، یک جستجوی اینترنتی کردم که باز هم چیزی نیافتم. تمام موارد مورد نیازی که فکر میکردم برداشتم، شال گردن، مهر، برگه یادداشت و خودکار. با نیم ساعت تأخیر حرکت کردم. یازده صبح متروی علم و صنعت بودم. دل تو دلم نبود، نمیدانم چرا. اولین بار بود که میرفتم نماز جمعه تهران، قبلاً چند باری از تلویزیون دیده بودم. کمی هم نگران بودم که استقبال خدایی نکرده کم باشد! کم که میگویم در قیاس با حضور آقا است. در این وانفسای تبلیغات و جنگ روانی دشمن، حضور و بیعت مجدد مردم خیلی لازم است.
ایستگاه متروی علم و صنعت کمی شلوغتر از حالت یک روز جمعه بود. چند گروه جوانان کنار هم، هر دسته گرم صحبت و شوخی. از ظاهرشان میشد حدس زد که عازم نماز جمعه هستند. با خودم گفتم که دنبال همینها میروم، این طوری گم هم نخواهم شد.
مترو آمد و سوار شدیم، داخل مترو هم شلوغتر از حالت عادی بود. سعی میکردم از روی چهرهها حدس بزنم که چه کسانی به نماز جمعه میآیند! ایستگاه دروازه شمیران باید خط عوض میکردیم، وقتی رسیدیم و درها باز شد، بیش از 80 درصد مسافرین پیاده شدند، اکثر پیشبینیهایم در مورد افراد عازم بیعت درست بود. وارد خط 3 مترو شدیم. دیگر خیلی شلوغ شده بود. دیگر هیچ نگرانی از عدم استقبال در دلم نمانده بود. فضای گرم و صمیمی در کنار مردم شاد و خندههای جوانان، خیلی برایم لذت بخش بود. نمیدانم چرا مترو نمیآمد، فکر میکردم برنامهریزی داشته باشند برای امروز، ولی مثل اینکه خبری نیست! نگرانیم زیاد میشود و نگرانی از دیر رسیدن. هیچ کس دل در دلش نیست. چند صلواتی نثار روح پر فتوح اجداد مسئولین این امر میکنم. بیا دیگر ای مترو، جان من!
بالاخره مترو آمد و راه افتادیم. فکر میکردم باید به ایستگاه متروی انقلاب بروم ولی به ایستگاه ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که رسیدیم، همه پیاده شدند. من هم با خودم گفتم به جمع اعتماد کنم بهتر است. از مترو که خارج شدیم، چهارراه ولیعصر دیدنی بود، از اینجا ازدحام جمعیت بود. جالب بود دیدن چهره جدید چهارراه، برخلاف روزهای عادی که به دلیل موقعیت خاصش، شاهد گروهی چهرههای عجیب و غریب، بدون رعایت شئونات اسلامی بود، این بار حتی یک نفر از آن دسته وجود نداشت. اصلا اولین بار بود چهره تهران را اینگونه میدیدم، یک دست و کامل اسلامی.
جوانان بیش از همه بودند و این خیلی دلگرم کننده بود. آخر در مساجد و مجالس مذهبی ما متاسفانه جوانان کمتر از پیرمردان هستند و این هم یکی از کمکاریهای ماست. حضور این همه جوان، شور و نشاط و شوخیها و خندههای جوانانه را در پی داشت. فضای شاداب و پرنشاط.
به دلیل بیتجربگی فکر کنم چیزهایی را فراموش کردم! آخر هرکسی که میدیدم ساک یا کولهای از وسایل داشت.
از مترو که خارج شدیم صحبتهای آقا شروع شد، فکر نمیکردم دیر برسم، ولی از صدقه سر مترو به این روز افتادم. از چهارراه با ون و دوان دوان رسیدم به نزدیکترین جا برای نماز. بیرون دانشگاه تهران داخل خیابان، اسمش یادم نمیآید ولی روبرویمان خبرگزاری قرآنی (ایکنا) بود. در این گیر و دار یادم آمد که وضو هم نگرفتم که خدا را شکر در سر همین خیابان، وضوخانهای بود.
فکر نمیکردم اینقدر دور باشیم، میخواستم با زرنگبازی خودم را برسانم جلوتر! حداقل داخل دانشگاه! ولی وقتی جمعیتی عظیم را دیدم که در خلاف جهت به سمت من میآیند فهمیدم که اگر همینجا را هم نگیرم احتمال دارد که در چهارراه ولیعصر به نماز متصل بشوم! بلافاصله راضی شدم به سرنوشت و بر روی زمین جایی گرفتم. تازه فلسفه کوله تجهیزات مردم را یافته بودم. زیر انداز، پتو، سجاده پای ثابت کار بود. آن وقت من خودم بودم و خودم! داشتم فکر میکردم چطوری روی این آسفالت سه ساعتی در سرما بنشینم، از مال دنیا شال گردنی داشتم که تصمیم گرفتم همان را به عنوان زیر انداز استفاده کنم. در این لحظه امداد غیبی رسید و نفر کناری من دلش به حال من سوخت (فکر کنم خیلی تابلو بود که تازهکار و بیتجربهام) و اصرار کرد از امکاناتش با هم استفاده کنیم. آن هم چه امکاناتی! قالی کوچک، پتو و زیر انداز! خدا خیرش بدهد کولهای داشت پر از تجهیزات از همه چی چندتا آورده بود، کلاه و شال گردن! به جز من به داد چند نفر دیگر هم رسید.
وقتی وارد خیابان شده بودم، آقا داشتند سرفصلهای بحث را بیان میکردند، سعی میکردم در حین وضو و یافتن جا حرفها را از دست ندهم. بحث مسائل روز و بیداری اسلامی و ملتهای منطقهاش را شنیدم.
جالب بود که اول که وارد این خیابان شدم همه به صورت نامنظم و با فاصله نشسته بودند و برخی صفها با هم فاصله زیادی داشتند، بعد متوجه شدم که آنجاها آفتاب بوده است و سرد و جاهای خالی سایه و سردتر. من هم خوشحال که بیستمتری جلوتر هستم! در سایه! بیتجربگی هست دیگر! البته یکی بالاخره باید این فاصله را پر میکرد و این توفیق نصیب من شد.
از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است، به هر ترتیبی بود مستقر شدیم و به سخنان آقا که پنج دقیقهای بود شروع شده بود گوش دادم، تا نکتهای را از دست ندهم. کاغذ خودکار را هم درآوردم. معمولاً صحبتهای آقا را یادداشت نمیکنم بلکه بعدا از سایت میگرفتم ولی این بار برنامهریزی کرده بودم که خودم نقش خبرنگار را بازی کنم. برای همین این متن را بدون مطالعه متن بیانات آقا نوشتم.
نوشتن و انتقال صحبتهای آقا حساسیتهای خاص خود را دارد، باید مراقب باشم که چیزی را اشتباه نیاورم یا نظر سلیقهای ندهم. البته قصدم این نیست که مثل اخبار صحبتها را کپی کنم. این نوشته حرفهای آقاست که به زبان خودم نوشته شده است. شاید جایی افتادگی یا نقص هم باشد ولی تلاشم را کردم کامل باشد.
• شعارها اهمیت و ارزش زیادی دارند. شعارها در واقع انگشت اشارهای به سمت هدف هستند. اگر شعارها حفظ شوند و تغییر نکنند، نشاندهنده حفظ مسیر است.مردم ما با حفظ شعارهای زمان انقلاب، نشان دادهاند که همچنان در مسیر اهداف انقلاب حرکت میکنند و از آن ارزشها منحرف نشدهاند.
تعبیر زیبایی بود از شعار، انگشت اشارهای به سمت هدف، کلاً آقا مثالهای نابی دارند. ساده، واضح و جامع.
محور بحث به سمت پیشرفتها و ضعفها رفت. از اهمیت شناخت هر دو اینها، یعنی و پیشرفت و ضعفها گفتند. قبل از بیان نقاط پیشرفت، آقا به این نکته اشاره کردند که که اگر ضعفها شناخته نشوند، این ضعفها نهادینه میشوند و برطرف نمیشوند.
به این نکته خیلی تاکید داشتند که حرکت کشور از شروع انقلاب تاکنون ادامه داشته است، با وجود ثابت نبود سرعت و شتاب این حرکت در دورههای مختلف، ولی این حرکت وجود داشته و دارد.
خیلی این را دوست دارم که رهبر بر هر دو نقاط ضعف و پیشرفت اشاره میکنند. نه اینکه مثل برخی به ویژه جوانان و دانشگاهیان، فقط نیمه خالی لیوان را ببینند و نه مثل برخی مسئولین فقط به به و چه چه کنند و این که همه چیز درست است و ما بیست هستیم!
نقطه قوت اول که بسیار هم از نظر ایشان مهم بود (البته مهم بوده است که اول بیان شده است!)، غلبه بر چالشها بود.
• با وجود تمام کارشکنیها و تبلیغات دشمنان، با وجود تحریم و جنگ تحمیلی، با وجود تمام تلاش دشمن در تمام عرصهها این ملت در مسیر خود حرکت میکند. درست است که این کارشکنیها و تلاشهای خصمانه، مشکلاتی را به وجود آورده است ولی این مشکلات نتوانسته است ملت را از ادامه حرکت در مسیر انقلاب پشیمان کند.
پیشرفت دوم که رهبری به آن اشاره کردند، پیشرفت علمی بود. اینکه علم اقتدار است و از اهمیت زیادی برخوردار است. اینکه مستکبران به واسطه قدرت علم خودشان، زور میگویند ولی ما زور نخواهیم گفت.
آقا به این نکته اشاره کردند که پیشرفت ما فقط در فناوری هستهای نیست. ما علاوه بر پیشرفت در فناوری هستهای در علوم دیگر از جمله پزشکی، هوافضا، زیست فناوری، نانوفناوری، سلولهای بنیادی (با تاکید ویژه آقا بر آن)، ابررایانه، داروهای ضد سرطان و ...
خوشم میآید رهبری زحمات سایر دانشمندان را هم در نظر میگیرد و در زمانی که به دلیل حساسیتهای زیاد انرژی هستهای و تمرکز توجهات به سمت آن، ایشان به کار دیگران هم ارج مینهد و تقدیر میکند.
جمله بعدی یکی دیگر از جملات جذاب و مورد علاقه من بود که البته این قبیل جملات تعدادشون زیاد هم هست. چون خیلی لذت بردم متنش را دقیق نوشتم «اینها رجزخوانی نیست، این گواهی مراکز علمی معتبر دنیاست». وقتی ایشان به این نکته اشاره کردند که طبق نظر همین مراکز علمی، سریعترین رشد علمی در ایران اتفاق افتاده است و اینکه الان ما رتبه اول علمی منطقه هستیم (که با توجه به پیشبینی این رتبه برای سال 1404، بسیار ارزشمند است) و در دنیا هم 17 هستیم، با خودم فکر کردم چرا آقا باید اینها را بگوید. چرا ما این آمار را از زبان دیگران نمیشنویم و اینکه چرا مسئولین در این زمینه کمکاری میکنند. واقعا یکی از دلایل القای تفکر عقب ماندگی در میان مردم همین کمکاری مسئولین در تبلیغ پیشرفتهاست.
آقا به زیرساختهای صنعتی هم اشاره کردند که چشم بازدید کنندگان خارجی را خیره میکند و از این تواناییها متعجبشان میگردند.
آقا فکر من را خواندند و در آخر جملهشان از معضل عدم ارائه این گزارشها به مردم، گلایه کردند. و اینکه ارائه این گزارشها در ایجاد روحیه نشاط و اقتدار و خودباوری موثر است. آهای کسانی که دارید کمکاری میکنید، صدای رهبر را شنیدید، احتمالا چندتایی از آنها در همان صفهای اول بودهاند، انشاالله که شنیده باشند، نه این جمله را، تک تک جملات ایشان را!
نقطه قوت سوم از نظر آقا، ارتقای ارزشهای انقلابی توسط جوانان بود. ایشان به شهیدان هستهای روشن و رضایینژاد اشاره کردند و اینکه شهادت آنها دل ایشان را سوزانده است.
• این شهیدان با وجود اینکه انقلاب را درک نکرده بودند و از نسل سوم انقلاب به شمار میرفتند و با وجود دانستن تهدیدها در مسیر خود، باز هم از حرکت باز نایستادهاند. اینکه حرکت کنونی جوانان نشاندهنده این است که ارزشهای انقلاب تا به امروز ادامه یافته است.
چند مورد آخر پیشرفت را آقا سریعتر و خلاصهتر نام میبرند. ارتقای اثرگذاری کشور در مسائل منطقه و جهان به طوری که آری یا نه ما در معادلات سیاسی تأثیرگذار است. روحیه قوی در مقابله با دشمنیها و ارتقای کمی و کیفی مراکز علمی، هم حوزه و هم دانشگاه.
نکته سنجی دیگری از رهبری، در شرایطی که هر جا بحث علم میشود نگاهها به سمت دانشگاه میرود و از نقش حوزه غفلت میشود، آقا باز هم جور دیگران را کشید و حوزه را هم در کنار دانشگاه به عنوان یک مرکز علمی نام برد. به ویژه پس از انتظار ایشان در تحول علوم انسانی و تاکید بر نقش محوری حوزه، حال از حوزویان انتظار میرود که خود را نشان دهند و مطالبات رهبری را برآورده سازند.
قبل از اینکه رهبر به سراغ نقاط ضعف برود، به این نکته تاکید داشتند که توجه شود که تمام این پیشرفتها (که احتمالا خیلیهایش هم به دلیل محدودیت زمان ذکر نشد) در حالی به دست آمده است که ما در شرایط تحریم هستیم و دروازههای علم و محصولات موردنیاز را بر روی ما بستهاند. ولی با این وجود پیشرفت و حرکت ادامه داشته است.
نقاط ضعف را رهبری با ذکر گرایش به دنیاطلبی و مادیگرایی شروع کرد. لحن ایشان نشان میداد که چقدر از این موضوع دلخور هستند. نقطه ضعفی که شاید بسیاری از ماها را شرمنده کرده است. گلایه آقا از اینکه تشریفات و تجمل و مادیگرایی، قبح خود را از دست داده است و مسئولین وقتی به مادیگرایی دچار شوند باعث سرریز و انتقال آن به مردم نیز میشوند. در واقع یک جور الگوسازی مخرب صورت میگیرد. دلیلش را هم وجود میل به دنیاطلبی به در هر انسانی دانستند. البته باید مثل هر میل دیگری مدیریت شود.
به یاد برنامههای تلویزیون و سینما افتادم که همیشه خانههایی پر از تجملات و امکانات را نشان میدهند. یا به یاد مراسمها و جشنها و جلسات دولتی که چه خرجهای بیموردی صورت میگیرد. از طرفی بعضی از مردم که از این موارد گله دارند، حاضرند تا گرسنه بخوابند ولی تجهیزات منزلشان آخرین مارک خارجی باشد. به یاد مراسم ازدواجی در روستا افتادم که دامادی که در عمرش ماشین نداشت برای شب عروسی ماشین مدل بالای خارجی کرایه کرده بود! به یاد ازدواجهایی که به خاطر مهریه، جهیزیه، خانه، ... بر هم میخورد و ... . درست است که وظیفه مسئولین در این رابطه خیلی مهم است ولی مردم هم نباید این قدر بیخیال باشند. فردای قیامت مردم عادی هم به سهم خود باید پاسخگو باشند، چه درباره مطالبه از مسئولین و چه در رابطه با عملکرد خود.
• اسراف و مصرف زدگی برای کشور یک خطر است و باید کم شود و اصلاح گردد. باید حرص به متاع دنیا کم شود.
در این بخش آقا گریزی هم به اوضاع بازار زد و گفت چرا تا شایعه کمبود یک جنس (که در خیلی موارد غیر ضروری است) پیچیده میشود، شاهد هجوم مردم برای خرید آن هستیم. این خود باعث بدتر شدن شرایط میگردد.
احتمالاً اشاره آقا به بازار اخیر سکه و دلار هم هست. برای من هم عجیب است چرا این قدر سکه یا دلار میخرند. یک عده عادت کردند به دلالی و ارزون خریدن و گرون فروختن، عادت کردند به پول مفت و بیزحمت! دیگه صفهای خرید شده مثل صفهای کوپن قدیما از پیر و جوون تا زن و مرد برای خرید صف کشیدن. آخه کی سکه میخواد و برای چی میخواد!؟
نقطه ضعف بعدی که آقا ذکر کردند این بود که به موازات پیشرفت علمی، پیشرفت اخلاقی و نفسی نداشتیم. نه اینکه پیشرفت نباشد، هست ولی از آن چیزی که انتظار میرود و باید باشد، کمتر است. آقا اشارهای میکنند به آیات قرآن و این که هرجا خداوند از زبان خود صحبت کرده است، همیشه معنویت و تزکیه نفس بر علم مقدم بوده است. چند آیهای هم در این باره ذکر کردند (استفاده از آیات قرآنی به عنوان مرجع در سخنان آقا، همیشه اتفاق میافتد. شاید تلنگری است به ما برای اهمیت به قرآن).
نکتهای که آقا فرمودند من در محیط دانشگاهی دیدهام و زیاد برخورد داشتم. چه بسا افرادی که با وجود علم زیاد، آداب و افکار اولیه اسلامی و انسانی را هم رعایت نمیکنند. یکی از دلایلی که محیط حوزه را میپسندم همین تلاش در تزکیه نفس در کنار کسب علم است.
آخرین نقطه ضعفی که رهبری فرمودند، بحث عدالت اجتماعی بود. موضوعی است که پای ثابت مطالبات ایشان از مسئولین است. آقا اگرچه تاکید کردند که حرکت در این زمینه بوده است ولی تذکر دادند که این وضع فعلی هنوز با مطلوب ما و اسلام فاصله دارد.
تاکید رهبری بر این مسئله بود که این نقاط ضعف باید توسط همه، هم مردم و هم مسئولان پیگیری شود تا برطرف گردد.
اما آقا راهکارهای خود برای رفع نقاط ضعف و مشکلات نیز بیان کردند. همه چی آماده شده برای مسئولین هم مشکلات و هم راهحلها، فقط کافی است که دهان مبارک خود را باز کنند و لقمه آماده را بخورند.
راهکار اول، مسئولیت پذیری همه آحاد ملت است (به طور ویژه مسئولین). اینکه تقصیرها را به گردن یکدیگر نیندازیم و به جای رفع تکلیف به دنبال حل مشکل باشیم. اشاره رهبر به قانون و اینکه در قانون، شرح وظایف به طور واضح مشخص شده است و هر کس وظیفه خودش را میداند.
باز هم رهبری به دعواهای بچهگانه بین سه قوه اشاره کردند. کاش مسئولان بشنوند و این قدر آقا را نرنجانند.
جالب است که آقا در مثال احترام به قانون، خود را مثال زد! یعنی گفت که رهبری هم باید بر اساس قانون به وظایف خود تمام و کمال عمل نماید و کمکاری نداشته باشد. خداییش من اگر جای مسئولان بودم از خجالت آب میشدم. همین الان هم حضرت آقا جور بسیاری از کمکاریها را میکشند. کاش بیشتر قدر رهبری را بدانیم و در پیگیری مطالباتشان کوشاتر باشیم.
راهکار دوم آقا، عدم غفلت از ارزشهای اصولی بود. و اینکه نباید به واسطه سرگرمی به فروع باعث شویم اصول بر هم بخورد.
حفظ اتحاد و همدلی (به ویژه بین مسئولین) راهکار دیگری بود که آقا فرمودند.
نمیدانم این حزب و حزببازی برای چیست، هدف یک چیز است دیگر. همین جریانات جناح راست خیلی دارد به اعتماد مردم ضربه میزند.
راهکار بعدی این بود که نباید فریب لبخند دشمن و وعدههای دروغین آنها را بخوریم.
• همانطور که تجربه 30 سال گذشته نشان داده است که این دشمنان راحت عهدشکنی میکنند و از خدا و خلق خدا و طرف مذاکره کننده هم خجالت نمیکشند (البته آقا مثالهایش را نزدند). شاید در اوایل انقلاب برخی دروغهای آنها را باور کردیم ولی امروز دیگر دست آنها رو شده است و نباید فریب آنها را بخوریم.
آقا حتی برای مثال زدن هم برنامه دارند و مثال درست را در زمان مناسب به کار میبرند و اگر صلاح ندانند هم میگویند که اینجا جایش نیست یا زمانش نیست.
آقا به نامه اوباما هم اشاره کردند و اینکه یک روز محتوای آن در اختیار افکار عمومی جهان قرار میگیرد تا همه آنها را بشناسند.
آخرین راهکار مورد نظر رهبری هم پرهیز از تنبلی و کمکاری بود و اینکه اینها انسان را تباه میکند. تاکید بر این داشتند که همه باید کار کنند و این کار هم باید جهادی صورت گیرد و جهادگونه باشد.
جهاد برای من که چند سالی کار جهادی کردم کلمه متفاوتی است و ترکیب و استفاده آن در این قسمت توسط رهبر بسیار هوشمندانه و دقیق بود. جهاد یعنی اینکه آدم کاری را با علاقه کامل، با تلاش تمام و بدون چشمداشت مالی یا معنوی (پست و مقام) در راه رضای خدا و با در نظر گرفتن تعالیم الهی و اخلاق اسلامی انجام دهد. تصورش مشکل نیست که اگر کارها همه اینطوری انجام شوند، درصد زیادی از مشکلات موجود برطرف میشوند.
بخش دیگر صحبتهای رهبر درباره مسائل منطقه و جهان بود.
نکته اول صحبتهای این بخش، اشاره به سقوط و به زیر کشیده شدن چهار طاغوت منطقه در یک سال اخیر بود. و البته اینکه یک طاغوت دیگر هم هست که هنوز کار دارد و باید تلاش شود.
نکته دوم، رای به اسلام در انتخابات تونس و مصر است. انتخابی که با انتخاب بیش از 75 درصد شرکت کنندگان صورت گرفته است.
• این مهم یعنی اقبال عمومی به اسلام در حالی صورت میگیرد که تلاش بسیاری از سوی دشمن و دستگاههای تبلیغاتی آنها برای اسلام هراسی و حکومت اسلامی هراسی صورت گرفته است. و این یعنی نقش بر آب شدن این تلاشها.
نکته سوم، بحث ضعف و انزوای اسرائیل بود و تاکید مجدد رهبری بر قطع این غده سرطانی منطقه.
این تعریف غده سرطانی هم واقعا برازنده اسرائیل است، یک چیزی که معلوم نیست از کجا آمده، به یک جایی که متعلق به او نیست آمده، وجودش مایه دردسر و مشکل است و باید از بین برود تا از ادامه مشکل و رشد آن جلوگیری شود.
رهبر به مظلومیت فلسطین و بحرین (با تاکید ویژه بر بحرین) هم اشاره کردند، در اثر بایکوت خبری رسانههای جهان قرار گرفتهاند و با وجود اینکه درخواستی به حق (از نظر تمام مکاتب) دارند ولی باز هم مورد توجه قرار نمیگیرند.
آقا در پاسخ به ادعاهای واهی حاکم بحرین مبنی بر دخالت ایران در امور آن کشور، این ادعا را دروغ دانستند و اشاره هم کردند که اگر ما دخالت میکردیم اوضاع این طور نمیشد.
بله امیر بحرین! اگر ایران صلاح میدانست که دخالت کند الان چند وقتی بود که به دوستان مبارک! ملحق شده بودید.
آقا به این نکته هم اشاره کرد که ایران هیچ ترسی از اینکه اعلام کند در جایی دخالت داشته است، ندارد کما اینکه در جنگهای 22 و 33 روزه لبنان دخالت داشته است. اصلاً هرجایی که گروهی با اسرائیل مقابله کند، ما حمایت و دخالت میکنیم.
تکبیر اینجا میچسبید! که چسبید! این اقتدار رهبری واقعاً در این هوای سرد گرمابخش وجود همه است.
موضع اقتدار آقا هم درسی است برای مسئولین که یک وقت دچار خود کم بینی نشوند و در مقابل خارجیها دست و پای خود را گم نکنند.
نکته دیگر، اشاره به ضعف آمریکا در اقتصاد و سیاست بود. نمونه کامل این عجز و ناتوانی در عراق مشاهده شد که آمریکاییها بدون هیچ دستاوردی مجبور به ترک عراق شدند. اوبامایی که این قدر ادعای حقوق بشر میکند، در سخنرانی خود درکنگره حتی اشارهای به معترضان به نظام سرمایهداری نمیکند. اعتراضی است که بیش از دو ماه در این سرما، در خیابانها ادامه دارد.
• اروپا هم دست کمی از آمریکا ندارد. آنها هم تبدیل شدند به بازیچه دست آمریکا. همین فرانسه که در زمان دوگل، برای خودش ابهتی داشت و مانع ورود انگلیس (به دلیل وابستگی به آمریکا) به اتحادیه اروپا بود، حالا کسی را در راس کار میبیند که در خود شیرینی پیش آمریکا با انگلیسیها رقابت دارد. معلوم است وقتی کشوری بله قربانگو آمریکا باشد چه وضعی دارد و به چه ذلتی دچار شده. بقیه کشورهای اروپایی هم دست کمی از آمریکا ندارند.
• امروز که اروپا تصمیم به تحریم علیه ایران میگیرد، آن هم به عنوان مجازاتی برای اسلام، باید بدانند که این تهدیدها به نفع ماست. دو تا نفع اصلیش عبارتند از اول، رشد سرمایهها و استفاده از ظرفیت در داخل کشور با وجود محدودیتها. اگر درهای علم را به روی ما نبسته بودند و از نظر محصولات ما را تحریم نکرده بودند، شاید پیشرفتی که امروز شاهدش هستیم به وجود نمیآمد. دوم، وقتی که ایران در مقابل این تهدیدهای خارجی عقبنشینی نکند، که نمیکند، اتفاقی که میافتد این است که هیبت غرب و تهدیدهای آنها در جهان میشکند (و کم کم کسی برایشان تره هم خورد نمیکند). از طرف دیگر عزت ما در جهان بیشتر میشود.
• مردم این کشورها هم بالاخره خواهند فهمید که ضعف کشورهایشان به خاطر آمریکا و صهیونیست است. آن موقع مردم به پا خواهند خواست و نهضت جدیدی بر پا خواهند کرد. وقتی رژیمی در مقابل مردم خود بشکند، وضعش معلوم است. مثال روشنش هم وضع شوروی سابق است.
• تهدید به جنگ به ضرر خود آمریکاست و خود جنگ که ده برابر ضررش برای آنها بیشتر است. این تهدیدها نشان دهنده عجز و ناتوانی آنها از مقابله گفتمانی، منطقی و فکری میباشد.
واقعاً کیست که نداند وضع آمریکا در عراق و افغانستان به کجا رسیده است. البته درباره بعضیها باید مثل (مرغ همسایه غازه) را بگوییم که کعبه آمالشان غرب است و نمیخواهند این اتفاقات و ناکامیهای غرب را ببینند، بشنوند و باور کنند. اگر کسی نخواهد بشنود، سخن گفتن با او فایدهای ندارد.
• ما هم در جواب این تهدیدها و تحریمها، تحریمهایی داریم که به وقتش اعلام میکنیم.
و اما رسیدیم به بحث روز، انتخابات!
• انتخابات مسئولیت بخش به کشور هست، قدرت معنوی مردم را به رخ میکشاند. با حضور بیشتر مردم در صحنههایی مثل انتخابات و 22 بهمن (که پیش رو هستند) اعتبار نظام بالا میرود و آینده آن تضمین میشود. از طرفی تشکیل یک مجلس قوی و سالم بر عملکرد تمام بخشهای کشور موثر است.
• دشمن این حضور مردم را نمیخواهد و برای القای ناامیدی تلاش دارد. برخی هم در داخل با آنها هم صدا میشوند و ناآگاه و غافل از کار خود هستند. توجه شود که مسائل کوچک، بزرگ نشود و القای بحران نکنید. رقابت سالم و به دور از تهمتزنی صورت گیرد.
• مردم اگر نمایندهها را میشناسند، حتماً به تشخیص خود عمل کنند و به نمایندهاصلح خود رای بدهند. اگر هم نمیشناسند به افراد بصیر و آگاه و مورد اعتماد مراجعه کنند. مسئولین و دستاندرکاران هم در انجام وظایف خود دقت و تلاش کافی را داشته باشند.
یاد بنده خدایی افتادم که روز انتخابات از روی لیست، هر کس اسمش قشنگتر بود انتخاب میکرد یا آن خانمهایی که به خاطر جذابیت چهره رای میآوردند!
آقا به این نکته هم اشاره کردند که در انتخاباتها تخلفات وجود داشته است ولی هرگز عدم سلامت نبوده است.
• درباره تعیین صلاحیتها هم چند نکته قابل ذکر است. اول اینکه شورای نگهبان از لحاظ قانونی مسئول است و باید درباره صلاحیت نامزدها به نتیجه برسد. ولی بهتر است تلاش شود تا تعداد نامزدها خیلی کم نشود و رد صلاحیتها زیاد نباشند. دوم اینکه ممکن است بعضیها معترض به نتیجه تعیین صلاحیتها باشند، ولی در نظر داشته باشید که وقتی یک مقام مسئول و مورد اعتماد تصمیم گرفت، همه باید به آن احترام بگذارند و تبعیت کنند. سوم اینکه رد صلاحیت برخی افراد به این معنی نیست که آنها به کلی بیصلاحیت هستند. نه! ممکن است اشتباه شده باشد یا اینکه برای این کار خاص صلاحیت ندارند ولی در جاهای دیگر قابل استفاده هستند و دارای صلاحیت.
واقعا تا یکی را رد صلاحیت میکنند همه فکر میکنند یک ریگی به کفشش هست یا از آن بیبصیرتهای حرفهای است. درست هست که هر بیبصیرتی باید رد صلاحیت شود ولی عکسش برقرار نیست یعنی هر که رد صلاحیت شد، بیبصیرت باشد.
• افراد رد صلاحیت شده و طرفدارانشان هم از توطئه دشمنان غافل نشوند و از کلاهی که بر سر معترضان سال 88 رفت، درس عبرت بگیرند که دوباره برای آنها اتفاق نیفتد. همه نامزدها و هواداران خود را مسئول امنیت بدانند و آب به آسیاب دشمن نریزند. القای عدم امنیت نشود.
سوره والعصر را که خواندند همه فهمیدند که خطبه اول به پایان رسیده است.
در پایان خطبه اول هم آقا سلام و صلوات بر ائمه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) فرستادند.
در ابتدای خطبه دوم آقا فرمودند که مخاطب این خطبه ملتهای منطقه هستند و این خطبه به زبان عربی خواهد بود وکلیات آن مثل خطبه اول است. برای همین هم از نمازگزاران عذرخواهی کردند. بالاخره آقا متعلق به همه مسلمین جهان هستند و نسبت به همه همچون پدری دلسوز هستند و آنها هم نیاز دارند تا از حکمتهای ایشان استفاده کنند.
صحبتهای آقا که شروع شد، سعی کردم که تمرکز کنم تا شاید با اندک دانش عربی دوره دبیرستان چیزی متوجه بشوم. برای همین چیزهایی که در ادامه نوشتم تا حدود زیادی ساخته و پرداخته ذهن خودم هست که با چند کلمه کلیدی که معنایش را متوجه شدم از حرفهای آقا برداشت کردم. چند باری خط صحبت را از دست دادم. سرما کم کم داشت در وجود من هم نفوذ میکرد و تمرکزم را گرفته بود. خیلیها هم که عربی نمیدانستند تازه یاد سرما افتاده بودند. زمین سرد بود بعضیها طاقت نیاورده و ایستاده به حرفهای آقا گوش میکردند.
با خودم گفتم ما که انجا نشستیم و فقط گوش میدهیم وضعمان این است. معلوم نیست آقا که دو ساعتی باید بایستند و صحبت کنند چطور تحمل میکنند. چند باری هم اطراف را نگاه کردم و نوجوانانی که در کنار پدران نشسته بودند، دختر کوچکی هم صف جلویی کنار پدرش بود. در این سرما خوب طاقت آورده بودند. کاش جامعه انقلابی ما نگران ایجاد شکاف بین پدران و مادران انقلابی و فرزندانشان باشد و تلاش در تربیت و دوستی با فرزندانشان را فراموش نکنند که قرار است میراث گرانقدر انقلاب به دست همینها داده شود.
نکته قابل توجه ذکر کردن نام یمن و بحرین در کنار انقلابهای منطقه بود. آقا اینجا هم جور رسانههای داخلی را کشید و برای مقابله با سانسور شدید خبری وقایع در این کشورها از آنها زیاد یاد کردند.
درباره دشمنی آمریکا، اسرائیل و ناتو هم چند باری هشدار دادند و درباره تلاش غرب برای ایجاد شک و تردید به منظور تفرقهافکنی و اختلاف بین مردم و برآورده ساختن منافع خود، هم گفتند. همچنین از دسیسه غرب برای معرفی عاملها و تعاریف خود در پوششهای فریبنده دیگر گفتند و اینکه ملتها باید در مقابل این مسائل هوشیار باشند.
اشاره به انتخابات مصر و تونس و این که مردم در این دو کشور اسلام را انتخاب کردهاند، داشتند و اینکه این حرکتها نشان داد که مسلمانان بیدار و آماده هستند و با شعار الله اکبر با استبداد، تحقیر، استعمار، تبعیض، فقر و ... مقابله میکنند.
اشاره مکرر آقا به ذکر شعار الله اکبر هم قابل توجه بود. که با توجه به بیانات خطبه اول این شعار هم هدف مسلمانان را مشخص مینماید و انگشت اشارهای است به سوی آن.
آقا از فلسطین و مبارزان فلسطینی و تلاشها و عملیات استشهادی آنان هم یادی کردند. از اهمیت مساجد و حفظ شعائر اسلامی سخن گفتند.
نکته جالب اشاره ایشان به نام تمام کشورهای مسلمان از ترکیه، مالزی تا بحرین و یمن و مصر و ... بود. شاید این هم تلنگری به آنها باشد که نقش خود را به عنوان مسلمان فراموش نکنند و این قدر بیبخار و منفعل نباشند.
آقا تاکید ویژهای بر مصر داشتند و این که ما مصر را متحجر و استعماری نمیخواهیم بلکه مصر سرافراز و اسلامی میدانیم نه تحت سیطره آمریکا و اسرائیل.
در بخشی هم ایشان در باب وحدت بین ادیان و مذاهب سخن گفتند. که طبیعتاً با توجه به نزدیکی هفته وحدت، بیان شده است.
در پایان هم خطبههای خود را مثل همیشه با سوره نصر تمام کردند. که نویدی است برای فتح و پیروزی حق بر باطل.
بعد از پایان خطبهها بلافاصله نماز جمعه توسط رهبر اقامه شد و پس از آن نیز نماز عصر به امامت آیت الله کاشانی برگزار گردید. حسن ختام مراسم هم دعای فرج بود. باشد که جمعهای را ببینیم که پشت سر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز جمعه را اقامه کنیم.
وقتی نماز تمام شد تازه متوجه جمعیت عظیمی شدم که از همه طرف در خیابانها جاری بودند، تا مترو ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیاده رفتم. وقتی رسیدم دیدم ترافیک جمعیت از ورودی آن وجود دارد. چارهای نبود باید این شلوغی را به جان میخریدم چون اتوبوس در این شلوغی با سرعت لاک پشت حرکت میکرد. جالب بود که با وجود شلوغی بسیار زیاد مترو، مردم مثل زمانهای دیگر عصبی و ناراحت نبودند و همه صبورانه و آرام تحمل میکردند. از آن فشارهای استخوان خردکن سوار شدن به مترو هم خبری نبود. خیلی راحتتر از آنچه که فکرش را میکردم سوار مترو شدم. در میان شلوغی مترو، ذکر صلوات جمعیت هم فضای قشنگی را ایجاد کرده بود.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
راز خاموشی: خلاصهای از آنچه که به نگارش در نمیآید
میگویند متن به ویژه متن وبلاگ باید کوتاه و خلاصه باشد، ولی مگر چند بار دیگر پیش میآید که پشت سر رهبر نماز جمعه بخوانیم! اشتباه نکنید! این متن خلاصه است، خلاصهای از آن چیزی است که بر روی کاغذ نمیآید! این متن در مقایسه با عظمت اتفاق، خلاص…
دیدار آزادگان سرافراز
حضرت آیت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و فرمانده کل قوا امروز همزمان با عید سعید قربان، آزادگان سرافرازى را که در روزهاى اخیر، از بن
بیاناتتوطئه خطرناک برخی قدرتها برای ایجاد اختلافات قومی و مذهبی در کشورهای اسلامی
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار آقای بودیانو معاون رئیس جمهور اندونزی و هیأت همراه، با اشاره به آرمانهای اصلی جنبش عدم تع
بیاناتدیدار ائمه جمعه سراسر کشور
حضرت آیت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى امروز در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور با ایشان که در حسینیه امام خمینى (رض) انجام شد، طى سخنان
بیاناتتاکید رهبر معظم انقلاب بر وحدت کشورهای دوست به منظور افزایش قدرت و تامین منافع ملی در دیدار رئیس جمهور سریلانکا
رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز(جمعه) در دیدار رئیس جمهور سریلانکا، وحدت کشورهای دوست را موجب تقویت جایگاه، افزایش قدرت و تأمین منافع ملی آنها
بیاناتنامه محبت آمیز نوجوان کرجی و پاسخ مقام معظم رهبری
سلام آقاجون، خوش آمدی به شهرمان من محمد صابر هستم؛ فرزند 12 سالهی فرزند سردار جهادگر شهید، حاج محمد حسن ناصر بخت، آقا نمیدانید چهقدر منتظ
بیاناترهبر معظم انقلاب بر تقویت همکاریهای اقتصادی، علمی و فرهنگی تاکید کردند
حضرت آیت الله خامنه ای صبح امروز (شنبه) در دیدار آقای تساخیاگین البگدورج رئیس جمهور مغولستان، به اشتراکات تاریخی و فرهنگی ایران و مغولستان ا