ویژه نامه - فردا دیر است
· دیدار 2
آمادهایم تا...
متن سخنان و پیشنهادهای 17 نخبهی حوزوی در دیدار با رهبر انقلاب؛ آذر 86
نیازهای آینده، تخصصگرایی و اصلاح متون درسی/ حجتالاسلام والمسلمین حسینی خراسانی
با تشکر فراوان از محضر مبارک رهبر فرزانه و عزیز انقلاب.
در این فرصت پراهمیت، دربارهی حوزههای علمیه، که امروز در حوزهی سرافراز و سربلند علمیه قم تجلی یافته است، در دو محور قابلیتها و بنیادهای نظری فقه، که اصل و اساس حوزه است، مطالبی را به اختصار تقدیم میکنم.
فقه اسلامی؛ پاسخگوی نیازهای آینده
حوزهی علمیه دارای ذخایر، مفاخر، نیروهای خلاق و توانمند فراوانی است که حضور جوانان پرنشاط، باانگیزه و سرشار از استعدادهای درخشان و بسا دارای نبوغ، در آن قابل توجه است. فضای پرنشاط علمی ـ پژوهشی حوزه، یادآور حوزهی علمیه عصر امام صادق(ع) است که حسن بن علی وشّاء، از اعیان طائفه میگوید: «رایت فی هذا المسجد تسع ماه شیخ کل یقول حدثنی جعفر بن محمد(ع)». این نوید آیندهای بس درخشان است. خدمات حوزه به مکتب، ملت و نظام اسلامی به راستی ستودنی است.
و اما بنیادهای نظری فقه و سیستم فقاهتی ما، که عهده دار مدیریت زندگی در همه عرصههاست، دارای دو قابلیت انحصاری در دو رتبهی علّی و معلولی است؛ یکی آن که در منابع فقه اسلامی با نگاه مدرسه امام صادق(ع) خلا قانونی بیمعناست، چرا که در هر فرض، نصّی معتبر وجود دارد. دیگر آن که در سیستم فقاهتی ما پرسش و استفتای بیپاسخ، فرض ندارد. حکم هر پدیدهی نوظهور با دلیل اجتهادی یا با اصل و قاعده فقهی قابل پاسخ است.
لازمهی عینیت یافتن این قابلیتها در سطحی که حوزه، پاسخگوی همه نیازها باشد، و به بیان متقن و محکم امام راحل ـ ره ـ نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را در دست داشته باشد و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، آماده عکس العمل مناسب باشد، داشتن طرح و برنامهی سازمان یافته و کارشناسی شده است. گرچه تلاش و خدمات انجام گرفته و در حال انجام در زمینههای مختلف شایان توجه و تقدیر است لکن آن همه برای این همه کافی نیست.
اینک اشاره به دو راهبرد و یک پیشنهاد:
تخصصگرایی و اصلاح متون درسی
نخست، جدی گرفتن طرح تخصصی شدن رشتهها، با لحاظ همه شرایط از جمله، حوزه فقه با توجه به ملزومات و الزامات آن و دوم، بازبینی، بازسازی و یا جای گزینی متون آموزشی با هدایت و حمایت مراجع عظام، اساتید و مدرسان عزیز حوزه دامت برکاتهم.
بدیهی است که متون فعلی آموزشی به ویژه در سطح عالی و نیز پدیدآورندگان آن، جزو سرمایههای عظیم فکری و علمی حوزه محسوب میشوند و همواره محل مراجعه و استفاده بوده و خواهند بود ولی اگر این متون موجود را نهایت فکر، پایان کار و غیرقابل عبور بدانیم، خلاف جوهرهی همواره متحول و متکامل حوزه است. اگر سلف صالح ما چنین فکر کرده بودند ما امروز مثلاً پس از معالم، قوانین و ریاض و کتابهای عمیقتر ، دقیقتر و فنیتری مانند رسائل و مکاسب و کفایه نداشتیم. بنابراین راه هم چنان باز است و باید باز باشد.
اختصاص سهم بیشتر به قرآن
اما یک پیشنهاد در بارهی قرآن عزیز که همواره در حوزههای علمیه حضوری جدی داشته است، «مُقنعه» به عنوان نخستین کتاب فقه موجود شیعه از ابتدا تا انتها مصدر و مزین به آیات قرآن است.
«فقه القرآن» راوندی به راستی دیدنی و خواندنی است. همه فرزندان فقیه پرهیزگاری مثل سیدبن طاووس، در شرایطی که به حد تکلیف نرسیدهاند حافظ قرآناند.
امروز نیز تفسیر، علوم قرآن، حفظ قرآن، آیات الاحکام و فقه القرآن با همه برکاتش در جریان است و لکن جایگاه بلند قرآن عزیز سهم بیشتری از فرصت حوزه را میطلبد.
با آرزوی اعتلای همه جانبه حوزههای علمیه و سیادت و سربلندی ملت و نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب اسلامی.
وحدت و تعامل حوزه و دانشگاه/ حجتالاسلام والمسلمین آذربایجانی
با کسب اجازه از محضر شریف حضرت عالی و عرض ارادت خالصانه، نکاتی را در موضوع ارتباط حوزه و دانشگاه تقدیم میکنم. این بحث دارای ابعاد مختلفی است که فقط به دو محور اساسی آن اشاره میکنم.
عملیاتی شدن وحدت حوزه و دانشگاه
محور اول، وحدت حوزه و دانشگاه است. با توجه به جایگاه مهم حوزه و دانشگاه به عنوان مولّدان علم و حاملان اصلی فرهنگ جامعه، دو پیشنهاد مشخص وجود دارد:
متاسفانه وحدت حوزه و دانشگاه هنوز متولی جدی ندارد. برای این که این پروژه دنبال شود، پیشنهاد میشود وحدت حوزه و دانشگاه از برنامههای استراتژیک نظام تلقی گردد و با یک نگاه فرابخشی در ساختار کلان نظام و متناسب با ابعاد مختلف معرفتی، پژوهشی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی، سیاست گذاری و برنامه ریزی و عملیاتی شود و نهادهای مربوط، شناسایی و در جهت نیل به این اهداف موظف گردند.
تفکیک قلمرو وحدت و تعامل
دوم این که ما باید قلمرو وحدت را از تعامل تفکیک کنیم. وحدت حوزه و دانشگاه، در وحدت مبانی و غایات که در حقیقت، پیش فرضها و جهت گیری علوم را برعهده دارند، بهتر قابل وصول است. حوزه و دانشگاه از جهت مبانی، متعلق به یک فرهنگاند و از جهت غایات نیز برای پیش رفت و کمال یک جامعه تلاش میکنند. بنابراین، وحدت باید در این بخش متمرکز شود.
اما در سطوح میانی، که بدنه علم را تشکیل میدهد، راهبرد علمی، تعامل و گفت و گو میان حوزه و دانشگاه است، چون علم در حقیقت، جای کثرت و اختلاف است. نظریه پردازی و جنبش نرم افزاری هم، در این قسمت است که قابل تصور است و بهویژه تعامل نخبگان حوزه و دانشگاه در این بخش میتواند مثمر ثمر شود. این مهم، مستلزم توجه بیشتر به فضای آزاداندیشی در محیطهای علمی است.
راههای اصلاح جایگاه علوم انسانی
محور دوم در بحث حوزه و دانشگاه، مقوله علوم انسانی است. برخلاف علوم اسلامی که عمدتاً متولی آن حوزه است و علوم طبیعی که دانشگاه متولی آن است، علوم انسانی، قلمرو مشترک مساعی علمی حوزه و دانشگاه است و برای ارتقای جایگاه علوم انسانی در نظام علمی و مدیریتی کشور اهتمام بیشتری لازم است.
پیشنهادهایی که من تقدیم میکنم پیشنهادهایی جزیی و در حقیقت، راهبردی است و در اصلاح جایگاه علوم انسانی به ما کمک میکند:
1. به رسمیت شناختن علوم انسانی برای پاسخگویی به مشکلات مربوط به اداره جامعه. ما هنوز علوم انسانی را متولی و متعهد برای رفع مشکلات جامعه نکردهایم.
2. مطالعات میدانی علمی برای مسالهیابی و گرهگشایی از تنگناهای اجتماعی به روش علمی حل مسائل.
3. اتکای مدیریتی و اجرایی کشور بر این مطالعات علمی و میدانی به صورت عینی. ما معتقدیم که تقاضا و مطالبات، برانگیزاننده عرضه علم است. اگر تقاضا جدی شود، عرضه علم هم به صورت دانایی محور پیش رفت خواهد کرد. در این مسیر، به طور طبیعی به بومی سازی نیاز داریم؛ یعنی در پاسخگویی به مسائل، آخرین یافتههای علمی را اقتباس کنیم و متناسب با فرهنگ عینی جامعه خود به یافتن راه حلها بپردازیم.
متاسفانه در علوم انسانی امروز، بهویژه علومی مثل روان شناسی، جامعه شناسی و اقتصاد و بعضی از علوم مشابه، حتی پرسشهایی که در تحصیلات تکمیلی به عنوان تحقیقات عرضه میشود، پرسشهای جامعه ما نیستند. این است که دانش، کمتر به سمت حل مسائل پیش میرود.
4. آخرین نکته این که تحقق هویت اسلامی، که در سند چشم انداز بر آن تاکید شده، بدون بومی سازی علوم انسانی در بافت فرهنگ اسلامی عینیت پیدا نمیکند.
پیشنهاد مشخص این است که حوزه، همان گونه که متکفل فقه شریف و عظیم است، باید به کلام و اخلاق هم توجه کند. افزون بر این باید علوم انسانی را هم در کانون توجه قرار دهد؛ به این صورت که ما به علوم انسانی، هویت بخشی کنیم که از متن حوزه و معارف اسلامی سرچشمه میگیرد.
راه کار ارتقای تعامل حوزه و نظام اسلامی/ حجتالاسلام والمسلمین الهی خراسانی
با سلام و تحیت به محضر جناب عالی و فرزانگان حاضر
تردیدی نیست که فضای عطرآگین جمهوری اسلامی برای حوزهها، آزادی و امنیت و برای تحقیقات و تبلیغات دینی، توسعه و پویایی به ارمغان آورده است و هم زمان بر تلاش و خدمت اجتماعی حوزویان، از تعاون و امداد و سازندگی تا جهاد و شهادت و از فرهنگ و هنر تا مبارزه و سیاست افزوده است و نظام را از پشتوانه نظری و حمایت معنوی و همکاری دانش آموختگان آن برخوردار ساخته است اما دستیابی به حداکثر ظرفیت هم آهنگی و همکاری میان حوزه و نظام در سطحی فراتر از سطح کنونی، بایستههایی را هم در درون حوزههای علمیه و هم در فضای عمومی و حاکمیتی کشور میطلبد که به لحاظ محدودیت وقت تنها به بیان پنج بایستگی بسنده میکنم:
به رسمیت شناختن هویت مستقل علمی حوزه
حوزههای علمیه با این غنای علمی و سنتهای آموزشی کارآمدش که آرزوی بسیاری از نهادهای آموزشی است و دانش آموختگان موثرش که از قلههای رفیع علم و اجتهاد تا دامنه تبلیغ و خدمات دینی را پیمودهاند، در ذهنیت برخی دستگاهها و مدیران کشور جدی گرفته نمیشود. در حالی که از اقشار و اصناف دیگر، دهها گزارش و فیلم مستند در صدا و سیمای کشور به نمایش در میآید، از معرفی حوزه و روحانیت و رسالت و ظرفیت و توانمندی آن تقریباً خبری نیست!
این چنین است که هنوز بخشی مهم از جامعه، حوزهها را نهادی صرفاً ترویجی، آن هم از نوع کهنه میپندارند و از واقعیت موجود حوزهها به عنوان مجموعهای از صدها نهاد آموزشی، پژوهشی و فرهنگی که دانش آموختگان آنها در عرصههای ملی و بین المللی علم و فرهنگ، حضور گسترده و موثر دارند و آثار علمی و تولیدات فرهنگی و محصولات رسانهای بیشماری در قالبهای متنوع عرضه میکنند، کمتر باخبرند. هنوز نمایندگان حوزه و حوزویان به عنوان شخصیت حقوقی در بیشتر هستههای تصمیم سازی علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور غایبند.
در آمار رسمی وضعیت علمی کشور، انجمنهای علمی و محققان حوزوی در آمار پژوهشگران به شمار نمیآیند و آثار آنها، که بارها حائز رتبهها و جوایز ملی و بین المللی شدهاند، تنها در صورتی که توسط مراکز دانشگاهی منتشر شوند، در فهرست آثار و مقالات علمی گزارش میشوند.
مجتهدان عالی رتبه، مدرسان و محققان ارشد حوزوی برای ثبت پژوهش کده یا نشریات علمی ـ تخصصی، واجد صلاحیت تشخیص داده نمیشوند و هنوز مانند چند دههی قبل، برخی مراکز آموزشی غیرحوزوی، مرجع تایید علمی نخبگان حوزههایی هستند که با چندین قرن سابقه و کارنامه درخشان، پرورش صدها مجتهد و مفسر و متکلم را عهده دار بوده و هستند.
در چنین شرایطی نمیتوان افزایش جدی حضور حوزه در عرصههای علم و فرهنگ را انتظار داشت و به اقبال وافی داوطلبان و تعداد کافی دانش آموختگان حوزه برای عرصههای مورد نیاز جامعه و نظام امید بست.
پیشنهاد بازتعریف جایگاه حوزه در برنامه ریزی علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور و مراکز تصمیم گیری و فرایندی توسط شورایی مرکب از نمایندگان رهبری، قوای سه گانه و حوزههای علمیه با کارگروههای تخصصی را دارم. هم چنین تدوین طرحها و لوایح لازم توسط دولت و مجلس با مشاوره حوزهها جهت رفع نواقص ضوابط و اصلاح دامنه آمار و تسهیلات و توصیهی جدی به نهادهای اطلاع رسانی و آموزشی عمومی کشور برای معرفی بایسته حوزه را پیشنهاد میکنم.
مرجعیت رسمی حوزهها در عرصه معارف اسلامی
دستیابی ایران به توسعه دانایی محور در چشم انداز بیست ساله، مستلزم تخصص گرایی در پیشبرد و نظارت محورهای توسعه است. همان طور که شورای عالی نظام پزشکی، مرجع اعتبار آموزشی، معیار سنجش تخصص و اعتبار مجموعهها و ارزیاب مدعیان پزشکی است و شورای عالی انقلاب فرهنگی، مرجع فعالیتهای آموزش عالی و پژوهشهای تخصصی در رشتههای علوم انسانی است، آیا در عرصه علوم و معارف اسلامی، حوزههای علمیه به عنوان غنیترین مرکز علمی این عرصه مرجع رسمی شمرده میشوند؟ آیا برای تاسیس مراکز و رشتهها یا تایید سرفصلهای علوم و معارف اسلامی در دانشگاهها و آموزش و پرورش یا تایید صلاحیت علمی داوطلبان تدریس و پژوهش، از حوزه استفسار و یا مشورت میشود؟
پیشنهاد میکنم شورای عالی علوم و معارف اسلامی و کمیسیونهای ذیربط، توسط حوزهها و با تصویب و نظارت مرجعیت تشکیل شود.
اتخاذ راهبردهای عملی برای تعامل
بیشتر دستگاههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که از حوزهها مطالبه یاری میکنند، عملاً ظرفیت جذب خدمات علمی و فرهنگی حوزه را در ساختار و برنامه خود منظور نکردهاند. نتیجهی چنین وضعیتی خلا در برنامههای تربیت نیروی انسانی در عرصههای فرهنگ دینی کشور یا تحمیل یک جانبه هزینههای سنگین انسانی و مالی به حوزههای علمیه، بدون تضمین تاثیر جدی بوده است.
پیشنهاد میشود تفاهم نامههای مشخص میان حوزههای علمیه و دستگاههای متقاضی دریافت خدمات حوزه تعریف شود و نقش حوزویان در نهادهای وابسته به نظام، توسط کمیتههای مشترک میان نمایندگان حوزه و دستگاهها تعیین گردد.
تمرکززدایی در ارتباط دستگاههای نظام با حوزه
اگر چه در کشور علاوه بر حوزهی علمیهی فاخر و با شکوه قم، چند حوزهی علمیه متمایز دیگر مانند حوزهی علمیه مشهد نیز به رسمیت شناخته شدهاند، اما عملاً ارتباط دستگاههای نظام، بر حوزهی علمیه قم محصور مانده است. در حالی که نوع خدمات مورد انتظار و جغرافیای دستگاههای خدمت گیرنده، تفاهم و تعامل با حوزههای دیگر را نیز میطلبد. وضع فعلی، سبب محدودیت توسعه میدان دیگرحوزهها و انحصار عوامل تحرک و پویایی آنها به فرصتهای درونی شده است.
پیشنهادِ توصیه به شمول گرایی دستگاهها در ارتباط با حوزه و افزایش هم آهنگی درونی حوزهها برای توزیع بایسته و تعاملات شایسته را دارم.
تدوین نظامنامه جامع حوزههای علمیه
با وجود تحولات تحسین برانگیز حوزه، به دلیل عدم تدوین نظام جامع و مورد تفاهم همهی حوزههای علمیه، هنوز هم عدم توازن در کارکردهای آموزشی، ناهمآهنگی در تنظیم فرایندهای آموزشی با نیازهای جامعه و تحمیل وقت و هزینه مالی و انسانی مضاعف به نهادهای حوزوی جهت جبران کاستیهای مرسوم و پرورش فرهیختگان وجود دارد. پیشنهاد میشود دبیرخانهای مستقل در حوزهی علمیهی قم تشکیل شود که با فراخوان وسیع و مشارکت نخبگان حوزههای علمیه کشور این نظام نامه تدوین گردد.
امیدواریم به توصیه و ارشاد حضرت عالی زمینههای لازم برای حداکثر تعامل و همکاری متقابل میان حوزه و نظام اسلامی بیش از پیش فراهم آید و شاهد افزایش حضور و تعاون حوزههای علمیه در شکوفایی و تعالی روزافزون جامعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشیم.
بایستگیهای تبلیغ دین و منبر/ حجتالاسلام والمسلمین رفیعی
جهان امروز، جهان تبلیغ و ارتباطات است. تاثیر رویایی اندیشهها و افکار، به مراتب بیش از تاثیر سلاحهای نظامی است. اگر شلیک یک بمب یا سلاح شیمیایی هزاران نفر را مسموم و نابود میکند، یک دروغ یا تبلیغ کاذب، میلیونها اندیشه و فکر را دچار مسمومیت میکند.
امام راحل میفرمودند: «سلاح تبلیغات برندهتر از سلاح جنگی است». حضرت عالی استحضار دارید که در میان ابزار گسترده تبلیغ، رسانهی دیرینه، سنتی و کهن «منبر» همچنان اصالت، قداست و جایگاه خود را حفظ نموده است. توده مردم، باورها و معارف دینی خود را بیشتر از طریق همین رسانه دریافت میکنند.
هنر مبّلغ و منبری، کارآمد کردن عمیقترین مباحث دینی و ارائه ساده آن به مخاطبان است. منبر روشمند و علمی، بستر مناسبی برای ترویج معروف، نهی از منکر، زدودن شبههها، مقابله با خرافات، تولید فکر و سرانجام، عرضه صحیح معارف اسلامی است.
به فضل الهی و برکت خون شهدا با گذشت حدود سه دهه از پیروزی انقلاب شاهد رشد چشم گیری در این عرصه هستیم. حضور هزاران نفر از مردم بهویژه جوانان در برنامههای اعتکاف، دعاهای ندبه و عرفه، جلسات نیایش، گرایش میلیونی در مراکز زیارتی و مذهبی و شکل گیری صدها هیات و مجلس خانگی، همه بخشی از این تلاش گسترده است.
اما با توجه به تبلیغات گسترده دشمن از طریق ایجاد سایتها و نوشتن کتابها و کاربرد ابزارهای مختلفی که در مبارزه با دین دارند، هنوز این عرصه نیاز به فعالیت بیشتری دارد. بنابراین، با ارج نهادن به تلاشهای انجام شده توسط دستگاههای مختلف، به ذکر پنج نکته و پیشنهاد دربارهی تبلیغ و عرصه مغفول عنه منبر میپردازم:
ضرورت هماهنگی بین دستگاههای تبلیغاتی
استحضار دارید که مراکز مختلف، اقدام به اعزام و فعالیت تبلیغی مینمایند. پیشنهاد میشود شورای عالی تبلیغات با محوریت حوزه مقدسه قم و با حضور نمایندگان و متولیان امور فرهنگی کشور و شخصیتهای حقیقی و حقوقی تشکیل گردد که در بحث تبلیغات، مصوبات نافذ داشته باشد.
ترسیم سیاست تبلیغی واحد و منسجم در کشور
گاه شاهد پراکندگی و تعارض در امر تبلیغ هستیم تا حدی که موجب سردرگمی مردم میشود. گاه اتفاق میافتد که دو سخنران یا دو فیلم یا دو شبکه هم زمان یا دو نشریه و یا دو نهاد تبلیغی، سیاستی کاملاً متضاد دارند و مخاطب را با افراط و تفریط دچار تزلزل میکنند. گرچه اصلاح این امر در همه مراتب به دلیل تفاوت مبانی، غیرممکن است اما میتوان در بسیاری جنبهها به وجه مشترکی رسید و آن را به عنوان یک سیاست واحد ابلاغ کرد.
عمقبخشی به فرایند تبلیغ و فعالیت مبلغان
استحضار دارید که در همه مراکز آموزشی و فرهنگی برای تدریس و حضور علمی، حدود و ثغوری وجود دارد. حتی در مدارس ابتدایی حداقلهایی برای سطح معلومات مدرسین تعریف میشود. در گذشته حوزههای علمیه نیز چنین بوده است. اجازه نقل حدیث، اجازه نقل فتوا و گذراندن یک مراحل علمی برای حضور در عرصه منبر و سخنرانی وجود داشته است. متاسفانه امروز عرصه منبر و تبلیغ علیرغم نقش آفرینی صدها مبلغ، از این جهت دچار آسیب جدّی شده است. معین نبودن حد و مرز حضور در این رسانه موجب شده است گاه مطالب بیپایه و تحریک آمیز طرح شود، یا نقل غلط روایت و یا برداشت غلط تفسیری پیش آید. حضرت عالی میدانید که امروزه در دورافتادهترین نقاط حتی در یک روستای دور افتاده نیز افرادی تحصیل کرده با مدرک دانشگاهی حضور دارند و توقع مطالب ضعیف غیرعلمی و خرافی را ندارند.
در ذیل این ماده پیشنهادهایی را دارم:
الف. سطوح مراتب تبلیغ تعریف شود و برای هر سطحی، حداقلی از معلومات معین گردد. منبری رسانه، منبری دانشگاه، دبیرستان و منبری عمومی مشخص و تعریف شود.
ب. متون درسی ویژه منبر تدوین گردد. گرچه صدها متن قوی و متقن و مجلات تخصصی در کشور منتشر میشود اما هنوز ما متن درسی درباره منبر نداریم.
ج. کارگاههای ویژه امر تبلیغ متناسب با سطوح مختلف برگزار گردد. امروز صدها جلسه خانگی در کشور وجود دارد و هم مبلغین زن و هم مرد در این جلسات حضور دارند اما ساماندهی نشدهاند. اینها را دست کم نگیرید. اینها بر روابط خانوادهها اثر دارند و خیلیها مطالبی را که از این جلسات فرا میگیرند، در زندگی به کار میبرند. شایسته است مرکزی، این طیف وسیع منابر را سامان دهد.
تعمیم عرصههای تبلیغ
ابزار تبلیغ در زمان حاضر، گسترش فراوانی یافته است که منبر یکی از آنهاست. آشنایی روحانیان و حوزویان با سایر شیوههای تبلیغ، ضروری است. لازم است حوزهها در فن مناظره، فیلم نامه نویسی، سینمای دینی، قصه گویی، گرافیک، طنز، شعر، خط، داستان نویسی و دیگر ابزارهای تبلیغ حرفی برای گفتن داشته باشند.
شناسایی و تقویت ظرفیتهای جدید تبلیغی
انحصار تبلیغ در افراد و شخصیتهای خاص و کنار کشیدن بسیاری از فضلا از سنگر وعظ و خطابه به دلیل گمنامی یا گاه نامناسب تلقی کردن حضور در این میدان، متاسفانه موجب شده است که بخش تبلیغ دچار افت شود. پیشنهاد میشود با پی گیری مراکز اعزام مبلغ و متولی امر تبلیغ، فضلا و فرهیختگان حوزوی با حضور جدی در این سنگر، ارتباط با توده مردم را حفظ نموده، و موجب ارتقای جایگاه منبر شوند. هنوز منبرهای مرحوم آقای فلسفی و تاثیراتش در شبهه زدایی و جریان آفرینی در کمک به نهضت از یادمان نرفته است! شنیدهایم که در قدیم، علما و بزرگان و بسیاری از شخصیتها حضور فعالی در این عرصه داشتهاند اما متاسفانه جایگاه این رسانه ـ که نزدیکترین ارتباط را با توده مردم دارد ـ به دلایلی که عرض کردم، اُفت پیدا کرده است.
حوزهی ادب و ادب حوزه/ حجتالاسلام والمسلمین حسینی ژرفا
بسی زدی خم مِی گر چه دست ما نرسید ***بیار باده که یک خم هنوز سربسته است
با یاد مبارک بسیج و بسیجیان، گزارشی کوتاه و خواهشی:
گزارشی از پیشینهی ادبیات در حوزه
1. پیشینه ادبیات تابناک حوزه بر هیچ کس پوشیده نیست. جمعی از فرزانگان حوزه در شمار بهترین ادیبان این سرزمین بودهاند و این روشنترین دلیل است که علم دین با ادب و هنر، نه بیگانه که مَحرم و خویشاوند است.
2. پس از انقلاب اسلامی، برکات فراوانی در این عرصه به ظهور پیوسته است. اهل علم، بیشتر به مطالعه جدی آثار سترگ ادبی و هنری روی آوردند و گروهی نیز به خلق اثر در قالبهای گوناگون هنری پرداختهاند.
این تکاپوها در سه قلمرو سنجیدنی است: یکی از جانب نهادهایی که با خودِ حوزه پیوند دارند؛ مانند انجمن قلم حوزه، مدرسه اسلامی هنر و دفتر تبلیغات اسلامی و دیگری، مراکزی که در خدمت حوزویاناند؛ مانند حوزه هنری سازمان تبلیغات، خانه هنر صدا و سیما و اداره ارشاد و سوم، همت خودخواسته و درون جوش طلاب، که در شکل مجموعه ادبی و سایتها و وبلاگهای ادبی و هنری رو به افزونی است.
3. امکانات سخت افزاری حوزه در این زمینه رشد بسزایی داشته است. اکنون چندین کتاب خانه، فیلم خانه و عرضه گاه به صورت تخصصی در این میانه، گل چرخی دارند و مراکز نامبرده، کلاسها و محافلی معتبر با حضور استادان آزموده برگزار میکنند.
4. ره آورد تکاپوهای هنری حوزه نیز چشم نواز است. برگزاری نُه دوره کنگره شعر و ادب حوزه، دستکم دو نسل از طلاب شاعر و ادیب را به کشور معرفی کرده است. از سال پیش نیز با پرپایی نخستین دوره جشنواره هنر آسمانی، انواع آفرینههای هنری حوزویان به تماشا نهاده شده است.
5. به رغم توهّمها، سطح فنی آثار حوزویان در قیاس با مجموع آثار هنرمندان کشور پایین نیست گرچه برخی رشتهها ممارست مستمر و فراغت خاص میطلبد که برای اهل علم کمتر فراهم است.
6. برگزاری هشت دوره کتاب سال حوزه نشان داده است که حوزویان در قلمرو قلم از تواناییهای شایانی بهرهمندند. حتی بارها آثار ایشان در میان گزیدههای کتاب سال کشوری نیز در جایگاههای نخست نشسته است.
و اما خواهش:
پیشنهادهایی برای اهتمام بیشتر به ادبیات در حوزه
1. برای تدریس متن درسیای که اینک در حوزههای علمیه در پایه ششم تدریس میشود، مدرسان شایستهتر و سزاوارتری طی دورههای متمرکز تربیت شوند.
2. فراگستردن مباحث نظری در قلمرو ادب و هنر از ضرورتهای امروز است. طرح پرسشهای جدی درباره چیستی هنر و کارکرد آن و نیز دامن زدن به نقدهای مبنایی و معرفتی، مهمترین رسالت حوزه در این عرصه است.
3. جایگاه کرامتمندانه هنر باید بیش از این، در حوزه به چشم آید. کسانی که به کارهای غیر رایج اما لازم در حوزه مشغولاند، باید بیش از این قدر بینند و بر صدر نشینند تا هم طالبان جوان بر شوق آیند و هم اهل هنر حوزه روی به اقالیم دیگر ننهند.
4. جشنواره هنر آسمانی نیازمند دبیرخانهای دائم است تا هنرمندان حوزوی، آستانهای استوار و سزاوار برای همدلی و همراهی در مسیر آفرینشهای هنری بیابند.
5. خوب است با فراهم آوردن مقدمات- تاکید میکنم با فراهم آوردن مقدمات- به سوی رشته تخصصی ادبیات با گرایش تحقیق و تالیف، زیر نظر مدیریت معزز حوزهی علمیهی قم رو بیاوریم زیرا به یقین یکی از رسالتهای بزرگ اهل تحقیق، ارتباط مکتوب شایسته با مخاطبان امروز است.
6. چه بهتر که پارهای از رسالهها و پایان نامههای حوزوی به هنر و مطالعات پیرامونی آن، بهویژه در مباحث نظری همچون مکتب هنری قرآن اختصاص یابد.
7. و اخیر خواهشم این که آیا این انتظار روا نیست که بخشی از نیروهای هوشمند حوزه، پس از احراز اجتهاد به قدر کفایت در رشتههای هنری به گونهی تخصصی گام زنند تا نیازهای عظیم وادی فرهنگ و هنر و ادبیات را که میرود به چالشهایی در این عرصه بینجامد، به قدر توان پاسخ گویند؟
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس***که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
اهتمام به پیش رفت حوزه در بخش بین المللی/ حجتالاسلام والمسلمین سُهَیل اَسعَد
ابتدا خدا را شکر میکنم که امروز به برکت انقلاب اسلامی نور اسلام و معارف اهل بیت(ع) رسول خدا (ص)، توسط طلاب کشورهای مختلف از حوزههای علمیه، در سراسر جهان منتشر میشود. خدا را شکر میکنم که در دوران رهبری شما مردم بسیاری از نقاط دنیا کسانی را در میان خود دارند که به بیان حقایق دینی و نشر معارف اسلامی مشغولاند.
بنده سهیل اسعد هستم، از آمریکای لاتین، از کشور آرژانتین (ادگاردو روبین). بنابراین، نسبت به برادران ایرانی که در جلسه حضور دارند، از راه بسیار بسیار دورتری آمدهام. به علاوه به نمایندگی از طلاب حدود نود کشور جهان در محضرتان هستم. با کسب اجازه در این فرصت نکاتی را تقدیم میکنم:
هماهنگی در تعیین اهداف حوزوی
اول: از دغدغههایی که امروز طلاب بخش بین المللی حوزهی علمیهی قم دارند، این است که خواهان التفات مستقیم شخص رهبری در امور مربوط به تعیین خط مشیهای حوزهی علمیه هستند.
دوم: ما خود در ایران و هم در خارج از ایران شاهد بودهایم که متاسفانه سازمانها و نهادهای مختلفِ مرتبط با حوزهی علمیه، هم آهنگی کامل در تعیین اهداف ندارند. امید است ان شاءالله شاهد این هم آهنگی باشیم و این مشکل در آینده حل شود.
برنامهریزی برای حضور خواهران طلبه خارجی
سوم: الحمدلله در حوزههای مختلف جهان شاهدیم که صدها نفر از خواهران فعال شدهاند؛ در زمینههای مختلف چه در تحقیق و چه در تعلیم و تربیت و چه در تبلیغ رسالت که این در سطح بین المللی خیلی موثر است. خواهشمندیم دربارهی حضور خواهران طلبهی خارجی نیز برنامه ریزی انجام پذیرد.
آموزش عربی و انگلیسی
چهارم: با توجه به ضرورتی که در تبلیغ احساس میشود، فراگیری کامل دو زبان عربی و انگلیسی در طول دورههای آموزش طلاب پیش بینی شود. ان شاءالله.
لزوم پیشرفت حوزه در بخش بینالمللی
پنجم: با توجه به علاقه روز افزون مشتاقان فراگیری علوم اسلامی و معارف مکتب اهل بیت(ع) در سطح جهان، امید است در حوزهی علمیه، که ملجا اصلی نیل به این مقصود است، اشتیاق و همّت و برنامه ریزی بهتر و بیشتری به انجام رسد. امیدواریم با تدابیر راه گشای حضرت عالی شرایط برای پذیرش و استفاده عموم مشتاقان معارف اسلامی فراهم آید.
در مسیر توسعه و پیش رفت حوزه در بخش بین المللی به نظر میرسد برای استفاده کامل از پتانسیل نیروهای تربیت شده، برنامهریزی کامل و امکانات و حمایت بایستهای فراهم نیامده است. شایسته است برای حضور دانش آموختگان در عرصههای جهانی زمینهها و شرایط لازم مهیا شود. امروز ما باید از طرفی عمق لازم برای ورود به مباحث تخصصی را به دست آوریم و از سوی دیگر جامعیتی برای تعامل با دیگران و گفت و گو بین ادیان و دفاع از مبانی خود داشته باشیم. ما نیازمندیم که ضمن حفظ اصول و سنّتهای ارزشمند حوزه، روش ارائه و نیز محتوا را با وضعیت فعلی جهان متناسب سازیم تا بتوانیم اندوختههای خود را به نحو مطلوب عرضه نماییم.
هم اکنون کرسیهای شیعه شناسی در دانشگاهها و مراکز علمی جهان، خالی است و یا در اختیار مستشرقین غیرمسلمان قرار دارد و مردم دنیا از طریق این افراد از اسلام و مکتب اهل بیت(ع) اطلاع پیدا میکنند. میبایست برای پرکردن این خلا چارهای اندیشید تا دنیا حقایق و معارف ناب شیعی را بدون تحریف از پیروان همین آیین باز گیرد.
پیشنهاد میکنم برای افراد نخبه و کسانی که از مناطق خاص و استراتژیک جذب میشوند، برنامه ویژهای تدوین و اجرا شود.
موانع و راههای تبلیغ دین در خارج از کشور/ حجتالاسلام و المسلمین شمالی
با تشکر از حضرت عالی که چنین فرصتی را در اختیار این جمع قرار دادید. به اختصار نکاتی را درباره حوزه و مقوله تبلیغ در خارج از کشور به استحضار میرسانم:
بحمدالله پس از پیروزی انقلاب اسلامی گامهای بسیار بلندی در راه تبلیغ دینی و ارتباطات بین المللی برداشته شده است. وجود سازمانها و نهادهای مختلفی که بیشتر، پرورش یافتگان حوزه در هدایت و ادارهی آنها نقش داشتهاند، همچون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، سازمان مدارس و حوزههای علمیه خارج از کشور، نمایندگیهای حضرت عالی در خارج از کشور و فارغ التحصیلان حوزه ـ اعم از ایرانی و غیرایرانی، اعم از خواهر و برادر ـ که تقریباً در جای جای دنیا پراکندهاند، همگی نشان دهندهی حضور بابرکت حوزویان در عرصه تبلیغ در خارج از کشور هستند.
موانع تبلیغ دین در عرصه بینالمللی
اما به نظر میرسد برای ارتقای کیفی این فعالیتها دو مشکل عمده وجود دارد:
1. کمبود نیروهای فکری دارای اندیشه و تجربه کار در عرصه بین الملل و خلاقیت و در عین حال دارای تفکر برنامهای برای اعزام به خارج از کشور؛
2. کمبود تولیدات فکری با محتوا و قالبهای مناسب که پاسخگوی نیازهای خارج از کشور باشد.
افزون بر این دو مشکل، در سازمانهای فرهنگی- تبلیغی دولتی و نیمه دولتی مشکلات دیگری نیز وجود دارد: اولاً، با تغییر دولت، مسوولان و سیاستها تفاوت و گاه تفاوت ماهوی پیدا میکنند. ثانیاً، بوروکراسی اداری در بسیاری از این دستگاهها حضور چشم گیر دارد. ثالثاً، وقتی تبلیغات دینی صبغه دولتی پیدا میکند، ممکن است برای دولتهای دیگر حساسیتزا شود. رابعاً، در بعضی از دورهها میتوان شاهد بود که سایر مقولههای فرهنگی همچون موسیقی و فیلم بر تبلیغات دینی اولویت پیدا کرده است.
راه فعالتر شدن حوزه در بخش بینالمللی
به نظر میرسد با توجه به این نکاتی که به طور اختصار گفته شد، این ظرفیت و در عین حال نیاز تاریخی وجود دارد که حوزه در عرصه بین الملل نقش فعالتری ایفا نماید. اولا،ً با دنیا بهویژه جوامع اسلامی و شیعی که امروزه در سراسر جهان پراکندهاند مرتبط باشد. ثانیاً، تثبیت سیاستهای تبلیغ تربیت نیروهای کارآمد برای نیازهای گوناگون در عرصه بین الملل را سامان دهد. و ثالثاً، نیروهای تربیت شده را در جای مناسب خود بگمارد.
امروز تبلیغ به ویژه در عرصه بین الملل گستره فراوانی دارد. اگر در گذشته، تاسیس و ادارهی مراکز اسلامی در چند شهر بزرگ دنیا کفایت میکرد، امروز چنین چیزی به هیچ وجه کافی نیست. هدایت جوامع اسلامی اعم از شیعه و سنّی، اداره کرسیهای اسلام شناسی و شیعه شناسی، ارتباط با ارباب دیانات و پیروان مذاهب اسلامی، شرکت توام با ابتکار و برنامه در جلسات گفتوگوی ادیان، حضور در رسانهها، هدایت و پشتیبانی محتوایی شبکههای مختلف رادیویی ـ تلویزیونی و سایتهای اینترنتی اسلامی در سراسر جهان، چاپ کتاب و نشریات به زبانهای بین المللی و پاسخگویی به سوالات فکری و فرهنگی و فقهی اقلیتهای مسلمان در غرب در حوزههای تخصصی مانند مسائل پیچیده حقوقی تجارت و پزشکی ، از جملهی نیازها و در عین حال فرصتهایی هستند که پیش روی حوزه وجود دارند.
با کسب اجازه از محضر مبارکتان دو پیشنهاد را به اختصار مطرح میکنم:
تاسیس معاونت بینالملل حوزه
پیشنهاد اول تاسیس معاونت بین الملل حوزه است. از جمله وظایف این معاونت عبارت خواهد بود از تلاش در جهت معرفی و ارتقای جایگاه حوزه نزد افکار عمومی جهان، شرکت در سازمانها و مجامع بین المللی همچون یونسکو، کنفرانس اسلامی و پارلمان ادیان به عنوان عضو یا ناظر، دعوت و استقبال از اندیشمندان و فرهیختگان بین المللی برای آشنایی با حوزهی علمیه و تبادل آرا با آنان به منظور تقویت جریان دینی در کل جهان و یا دستکم رفع سوءتفاهمها و خوف و هراسی که از بیاطلاعی و تبلیغات منفی ایجاد میشود و تلاش برای ایجاد هم آهنگی بین نهادهایی که در حوزه، کار بین المللی میکنند.
تاسیس موسسه آموزشی و پژوهشی بینالمللی
پیشنهاد دوم تاسیس موسسهای آموزشی و پژوهشی در حوزه است که به تربیت نیرو برای کارهای بین المللی بپردازد. این موسسه باید نهاد حوزوی و غیردولتی باشد و به لحاظ علمی بتواند از مقبولیت داخلی و بین المللی بهره برد و بیشتر به عنوان یک موسسه علمی و آکادمیک شناخته شود نه به عنوان یک نهاد سیاسی یا طایفهای. با چنین لحاظ، اعتبار و جایگاه دینی باید از مکانت بالایی برخوردار باشد؛ به نوعی که بتواند به نمایندگی از حوزه در مسائل دینی بین المللی اظهار نظر نماید و دانش آموختگان آن دستکم به زبان عربی و یک زبان اروپایی مسلط باشند.
اگر چنین موسسهای در حوزه، تاسیس شود و سالانه تعداد محدودی افراد نخبه، جذب شوند و روی آنها سرمایه گذاری کافی صورت گیرد و حوزویانی که تجربه کار علمی و دینی در خارج از کشور دارند، به هدایت و شاگردپروری در این مجموعه بپردازند، ان شاءالله دیری نخواهد پایید که موسسه به لحاظ کادر علمی خودکفا خواهد شد، و کارهای پژوهشی و تحقیقاتی قوی مورد نیاز خارج از کشور را ارائه خواهد داد و افرادی قوی و کارآمد برای تصدی کرسیهای اسلام شناسی و وظایف مختلف تبلیغی خارج از کشور تربیت خواهد کرد.
ساماندهی فلسفه و عرفان در حوزههای علمیه/ حجتالاسلام والمسلمین عابدی
چند جمله کوتاه درباره وضعیت فلسفه و علوم عقلی در حوزههای علمیه عرض میکنم:
نگرشی به وضعیت کنونی فلسفه و عرفان حوزه
اولا، فلسفه و به تبع آن کلام، منطق و یا عرفان پشتوانه عقلی اعتقادات مردم است. شاید مهمترین ویژگی حوزههای شیعی در برابر حوزههای دیگر به همین است که در حوزههای شیعه عقل گرایی از قدیم وجود داشته است؛ از روزگار قبل از شیخ طوسی ـ ره ـ تا امروز. این نقطهی قوت، همان است که حضرت مستطاب عالی مکرر فرمودهاید باید مرجعیت قم در فلسفه اسلامی حفظ شود.
بحمدالله و با عنایات مدیر محترم و معزز حوزه، خدمات بسیار خوبی در حوزه علوم عقلی در حوزه انجام شده است. رشته تخصصی کلام، رشته تخصصی فلسفه، رشته تخصصی کلام مقارن و رشتههای فلسفههای مضاف بحمدالله امروز در حوزه وجود دارد. شاید زمانی در قم حتی یک نشریه علمی پژوهشی وجود نداشت اما الآن بحمدالله مجلات علمی ـ پژوهشی با سردبیری روحانیون معظم منتشر میشود، و هم چنین بحمدالله کتابهای فلسفی متعدد و متنوع در قم منتشر میشود و بخش چشم گیری از پایان نامههای سطح سه و چهار حوزه به مسائل فلسفی اختصاص مییابد.
بحمدالله امروز در قم چنین موقعیتی هست که هم درس فلسفه وجود دارد و هم درس نقد فلسفه. حتی یک ناشر حوزوی میتواند هم کتاب فلسفی و هم کتاب ضدفلسفی، هر دو را چاپ کند و از این جهت مایهی مباهات است که «حیاه العلم بنقده و رَدّه». اما علیرغم این نقاط قوت و امتیازهایی که در حوزه وجود دارد، کاستیهایی نیز وجود دارد.
تاسیس مدرسه علوم عقلی و گسترش درسهای عرفان
اولاً، در حوزه مقدسه، مدرسهای که مخصوص علوم عقلی باشد وجود ندارد. دیگر این که درسهای عرفان، عرفان عملی و عرفان نظری نیاز به گسترش بیشتری دارند. مساله دیگر، تهاجمات بسیاری است که امروز علیه مکتب اهل بیت(ع) وجود دارد. صدها و بلکه هزاران کتاب و پایان نامه علیه مذهب شیعه نوشته شده است و ضرورت دارد که در این زمینه افرادی مثل میرحامد حسین، مرحوم سید شرفالدین و علامه امینی- رضوانالله علیهم- تربیت شوند.
من جملهای از شما شنیدهام، که برای من بسیار ارزشمند است، شما فرمودید: به شیعیان هندوستان بگویید هر چه وجوهات خرج قبر میرحامد حسین کنند، من قبول دارم؛ از بس که این عالم وارسته به مذهب شیعه خدمت کرده است.
کارآمدی نظام تدریس حوزه/ حجتالاسلام والمسلمین فرحانی
با تشکر از محضر نورانی حضرت عالی و با کسب اجازه از اساتید و فضلا و بزرگان حاضر در مجلس
سابقه درخشان حوزههای علمیه شیعه در عصر غیبت و تربیت علما و برجستگانی که هر یک حصون اسلام بوده و در رشد و بالندگی همیشگی شیعی سهمی بسزا داشتهاند و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به رهبری روحانیت شیعه و تثبیت و مدیریت آن توسط علمای طراز اول و راه یافتن نهضت به کشورهای اسلامی به خصوص عراق و لبنان، جایگاه عظیم این مجموعه ارزشمند انسانی را بیشتر از گذشته نمایان کرده و توقع همگان از آن را بسی فزونتر ساخته است.
ضمن تقدیر و تشکر از تلاشهای بسیار بابرکتی که برای توسعه تشکیلات و تقویت حوزههای علمیه در سطح کشور به عمل آمده، با بیان یک نکته میخواهم این جریان ارزشمند را آسیب شناسی کنم و به نظرم میرسد این نکته را باید در محضر علما، شورای عالی محترم حوزه، مراجع عظیم الشان و با عنایات حضرت عالی مطرح کنم که حلّ آن به یک عزم ملی نیاز دارد.
آسیبشناسی نظام حوزه از جهت تدریس
آسیب شناسی این مجموعه میتواند در زمینههای مختلفی طرح شود. بحث بنده در اینجا بحث «کارآمدی نظام تدریس حوزه» است.
تدریس و تدرّس در سه بخش تبیین ، تثبیت و تعمیق باید انجام شود. تبیین، به وسیله کلاس درس، و تثبیت با مباحثه صورت میگیرد اما تعمیق، چیزی است که بنده میخواهم دربارهی آن نکتهای را عرض کنم.
متنمحوری به جای موضوعمحوری
نظام آموزشی ما کتاب محور است؛ موضوع محور نیست. متاسفانه اطلاعات وسیع کتابها از یک طرف و نبود سیر تاریخی در کتب درسی حوزه از سوی دیگر، مشکلاتی را به وجود آورده است. روزگاری در حوزه برای درس اصول، معالم، قوانین، رسائل و کفایه میخواندیم. امروز طلبهی پایههای ابتدایی حوزه، با مباحث اصول فقه یا کتاب موجز آشنا میشود که از نظر تاریخی، متاخر از کفایهاند و مشتمل بر نقد آرای رسائل و کفایه هستند.
حجم وسیعی از اطلاعات در این کتابها به طلبه القا میشود. رها شدن طلبه در این فضا و تثبیت نشدن بعضی از این اطلاعات و نهایتاً تعمیق پیدا نکردن آنها توسط نظام تدریس و تدرس حوزه سبب میشود که طلبه جوان و بانشاط حوزه، وقتی وارد درسهای رسائل و کفایه میشود، حالتی از بیاعتمادی و سردرگمی پیدا کند.
مساله دیگری که در نظام آموزشی حوزه داریم، تاکید حداکثری بر فهم متن، و ارجاع ضمیر و حل عبارت است اما فهم بر متن یا به تعبیری که امروزه در نظامهای آموزشی هست، حل مساله مستقل از متن، در حوزه کم است. ذهن طلبه در این نظام آموزشی علیرغم همه زحمات و تلاشهای شبانه روزی و پیگیریهای جدّی، رشد عمودی پیدا نمیکند؛ رشد افقی پیدا میکند.
رفع کاستیهای منطق حوزه
نکتهی بعدی درباره وضعیت منطق حوزه است. کتاب بسیار ارزشمند «المنطق»، متن درسی توانمندی است اما متاسفانه به تعبیر حضرت آیت الله جوادی، بخش واجب و لازم این کتاب (برهان و...) تدریس نمیشود و آن بخش مستحب ارائه میشود. از این رو، طلبه انسجام فکری و عمق فهمی پیدا نمیکند.
امروز الحمدلله در حوزه چند سالی است که کار فنی و تخصصی، که پیش از این در سطح درسهای خارج ارائه میشد، به پایههای رسائل و کفایه، یعنی سطوح عالی هم سرایت کرده است. استدعا دارم این برنامه، به شکل دقیق مطالعه شود، کاستیهایش یافته شود و در پایههای پایینتر، یعنی پایه چهار تا شش نیز توسعه پیدا کند.
ضرورت کاهش دوره تحصیل
مشکل دیگر طولانی بودن دوره تحصیل است که از نگرانیهای بسیار مهم حضرت عالی است. یکی از علتهای اساسی نقش کم رنگ حوزه در تولید علم حوزه نیز این است که خروجیها در سن مناسب فارغ التحصیل نمیشوند.
پژوهش و فقهپژوهی در حوزه/ حجتالاسلام والمسلمین کاظمی
با عرض سلام و ادب و کسب اجازه از محضر حضرت عالی و اساتید و فضلای حاضر.
فقه به عنوان دانش، عهده دار کشف و تبیین احکام اسلام در حوزه عمل و روابط انسانها و جوامع، از مهمترین شاخههای علوم اسلامی است.
به فرموده امام راحل «فقه تئوری کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است و اسلام با فقه و احکام فقهی باقی مانده است». این دانش که از گذشته تا حال، محور اصلی حرکت علمی حوزهها بوده است و بیشترین زمان از عمر تحصیلی یک طلبه را به خود اختصاص میدهد، در حال حاضر در چهار سطح فتوایی، نیمه استدلالی، استدلالی و تخصصی در حوزهها آموزش داده میشود.
آسیبها و بایستههای فقهآموزی و فقهپژوهی
در خصوص فقه آموزی و فقه پژوهی امروز حوزههای علمیه و آسیبها و بایستههای آن، در همه سطوح، نکاتی شایان عرض وجود دارد:
پیشرفت حوزه در عرصه فقه پژوهی در قالب تاسیس پژوهشکدههای متعدد و انتشار مجلات تخصصی فقهی، پایان نامهها و رسالههای پژوهشی ناظر به مسائل روزآمد شایسته تقدیر است. همچنین گامهایی که در عرصه ساده سازی و سهولت دستیابی به منابع فقهی، روایی، رجالی و غیره برداشته شده و کار فقیه را آسانتر و مطمئنتر ساخته است در خور توجه و ستایش است.
لزوم تحول در فضای پژوهشی حوزه
با این همه، در یک نگاهِ جامع، پژوهش در نظام تحصیلی حوزه کم رنگ است و طلاب نوعاً با فعالیتهای پژوهشی و اصول آن در حد لازم آشنا نیستند. عدم لحاظ دروس مربوط به پژوهش و در نظر نگرفتن این مهم در نظام تحصیلی حوزه، موجب ضعف فعالیتهای پژوهشی حوزویان در قلمرو فقه و اصول نیز شده است.
در این خصوص لازم است تحولی در فضای پژوهشی حوزه پدید آید. الزام به ارائه مقالات تحقیقی، جهتدهی پژوهشها در مسیر نیازهای جامعه، حمایت از آثار پژوهشی اساتید و طلاب، امکان استفاده از فرصت مطالعاتی برای اساتید و طلاب ممتاز و دسترسی سهل به بانکهای اطلاعاتی و کتابخانههای تخصصی میتواند زمینهی این تحول را فراهم آورد.
تبیین جایگاه فقه و اصول در نظام آموزشی
آخرین نکته این که، نقش و جایگاه فقه و اصول در برابر دانشهای اسلامی و تاثیر فراگیری خوب فقه و اصول در تعمیق فهم علوم اسلامی دیگر که فراروی طلاب قرار دارد، به خوبی برای آنان تبیین و تعیین نشده است. این امر موجب فقدان انگیزه برای آموختن عمیق فقه و اصول در مقطع سطح میشود. گروه چشم گیری از طلاب در مقطع سطح، به طور فزاینده به موسسات و مراکز آموزشی و تخصصی، جهت تحصیل هم زمان در یک رشته تخصصی دیگر جذب میشوند که علاوه بر مشکلات ناشی از عدم تبیین ارتباط و تلازم بین فقه و اصول و رشتههای تخصصی دیگر، در عمل با دو نظام و مدیریت آموزشی مواجه میشوند. این مراکز، برنامههای آموزشی دقیق، منظم و الزامی دارند و تعهداتی به بار میآورند که با وظایف و تعهدات طلاب درباره فقه و اصول به عنوان دروس عمومی حوزه در مقطع سطح چندان سازگاری ندارند. آنچه در این میان به حاشیه میرود و قربانی میشود، فقه و اصول است.
نحوه تعامل موسسات آموزشی با مدیریت حوزه
پیشنهاد میشود جایگاه موسسات آموزشی و مراکز رشتههای تخصصی روشن شود و به خصوص نحوه تعامل آنها با مراکز مدیریتی حوزه مشخص گردد و با محوریت مدیریت حوزه، مجموعه برنامههای آموزشی یک طلبه اعم از فقه و اصول و دروس رشتههای تخصصی در یک نظام درسی منسجم و واحد منظور شود. این گونه نشود که یک دانش پژوهِ حوزه با جذب در یکی از موسسات، از دروس ارزشمند و محوری فقه و اصول فاصله بگیرد.
به امید پویایی و اعتلای هر چه بیشتر حوزههای علمیه
بایستههای ساماندهی حوزههای خواهران/ سرکار خانم بهشتی
با عرض سلام و تشکر که فرصتی جداگانه در اختیار حوزههای علمیه خواهران قرار دادید تا ضمن ابراز ارادتهای خالصانه به محضر ولایت، مطالبی چند در ارتباط با حوزههای بانوان را عرضه نماییم و رهنمودهای حکیمانه آن رهبر فرزانه را به گوش جان بشنویم.
خواهران علاقهمند به تحصیل علوم دینی، که در گذشته با مشکلات و موانع فراوان و شرایط بستهی آن روزگار، تنها در سطح محدودی قادر به کسب معارف اسلام بودند، امروز با شور و نشاط وصف ناپذیر در مراکز حوزوی گوشه و کنار مملکت اسلامی حضور یافته و سهم موثری در حیات فکری اجتماعی جامعه اسلامی پیدا کردهاند. توسعه و رونق حوزههای خواهران تا آنجا پیش رفته است که امروزه پذیرای خیل عظیم طلاب غیرایرانی خواهر در مراکز علوم اسلامی نیز هستیم.
بدیهی است که با توجه به روند روبه رشد اسلام خواهی مردم جهان و تلاش بیوقفه دشمنان خارجی و داخلی برای از بین بردن دست آوردهای عظیم انقلاب اسلامی به خصوص در حوزهی فرهنگی زنان، باید اهتمام ویژهای به تجهیز و آماده سازی حوزههای علمیه خواهران مبذول گردد. در این رابطه لازم است در صدد تهیه برنامهای با چشم انداز ده ساله یا بیست ساله توسط گروه کارشناسی با حضور خواهران صاحب نظر حوزه باشیم که در آن مجموعه فعالیتهای حوزوی خواهران، بر اساس اهداف روشن و سیاستهای جامع و روشهای کاربردی و متناسب با نیازهای کوتاه مدت و درازمدت درون حوزهای و برون حوزهای لحاظ گردد و به این وسیله از برنامه ریزیهای سلیقهای و مقطعی در امور آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و دیگر فعالیتها مصون بمانیم.
از اموری که به جاست در این برنامه ریزی به آن توجه شود از این قرار است:
شناسایی و طبقهبندی استعدادهای خواهران
در برنامه آموزشی فعلی، تفاوت سطح استعداد خواهران و اختلاف مراکز حوزوی در امکانات آموزشی و پژوهشی چندان لحاظ نشده و برای همه سطوح و همه حوزهها برنامه یک سان تدوین شده است. این در حالی است که با برنامه ریزی خاص برای افراد خوش استعداد، و رشد علمی اخلاقی آنان، موج دین پژوهی با الگو گرفتن از این گروه در جامعه زنان رونق مییابد.
ضرورت توجه به تحصیلات تخصصی خواهران
افزایش متقاضیان تحصیلات حوزوی و نیاز مبرم مناطق محروم کشور به مبلغ در سطح عمومی موجب گشته سهم مهمی از امکانات آموزشی حوزه صرف جذب و پرورش طلاب دوره عمومیشود. از این رو، تحصیلات تکمیلی و تخصصی حوزههای خواهران با کمبود امکانات آموزشی و پژوهشی و سایر تسهیلات به خصوص برای طلاب شهرستانی که در قم سکونت ندارند، مواجه است.
مناسب است چند قطب علمی برای حوزههای خواهران در سطح کشور در نظر گرفته شود و از جهت امکانات عالی آموزشیـ پژوهشی نظیر اساتید کارآمد، پژوهشکده و کتاب خانهی تخصصی بانوان تجهیز گردد تا بدینوسیله، توسعه و رشد علمی در سطح عالی برای همه استعدادهای حوزوی فراهم آید.
ساماندهی و هدفمند کردن فعالیتهای پژوهشی خواهران
در وضعیت کنونی که شاهد ظهور شبهات وارداتی دشمنان اسلام و به خصوص تهاجم تفکرات فمنیستی در عرصه مسائل زنان میباشیم، به گونهای که حتی گاه موجب تعارض دیدگاههای صاحب نظران حوزه یا دانشگاه در این امور شده است، ضروری است برای تحقیق و پژوهش در حوزهی خواهران، تشکیلاتی ایجاد شود که ضمن تعیین موضوعات کاربردی با توجه به نیازهای جامعه بانوان و بهینه سازی و تکمیل امکانات پژوهشی مراکز حوزوی، زمینه ارتباط صاحب نظران و محققان برجسته را با پژوهش کدههای خواهران فراهم آورد و از تحقیقات موازی جلوگیری نماید.
لزوم تعامل بین مراکز حوزوی فرهنگی و حوزه خواهران
توجه به این واقعیت لازم است که ارتباط جامعه زنان با خواهران مبلغ در زمینههای گوناگون علمی ـ فرهنگی، سختتر و نتیجه بخشتر از فعالیتهای تبلیغی برادران در جمع بانوان است. از این رو لازم است بین مراکز حوزوی فرهنگی و حوزه خواهران، ارتباط و هم آهنگی ایجاد شود تا در سایه این ارتباط، اولاً، تربیت مبلغان براساس نیازهای واقعی جامعه بانوان و متناسب با همه سطوح علمی مخاطبان صورت گیرد. ثانیاً، متصدیان امور فرهنگی کشور باید از تواناییهای خواهران مبلغ آگاه شوند و با اعتماد به کارآمدی آنان زمینه مناسبی برای فعالیتهای تبلیغی ایشان فراهم آورند.
بیتردید بیان تمام محورها برای برنامه ریزی جامع حوزههای خواهران در این مجال کوتاه ممکن نیست. لذا ضمن تشکر از بذل عنایتهای مقام عظمای ولایت به امر حوزههای خواهران فرصت را مغتنم میشمارم و از سوی خواهران جامعه الزهرا سلام الله علیها و سایر حوزهها از حضرت عالی دعوت میکنم که قدم رنجه فرمایید و از نزدیک با خواهران در حوزههای علمیه دیداری داشته باشید تا از رهنمودهای حکیمانه تان بهرهمند شوند.
الگوی تعامل حوزه و نظام اسلامی/ حجتالاسلام والمسلمین میرمعزی
با تشکر و عرض ارادت خدمت حضرت عالی، اساتید و بزرگان
موضوع سخن من، کیفیت تعامل حوزههای مبارکه علمیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
محورهای تعامل حوزه و نظام اسلامی
به نظر میرسد این تعامل در چهار محور شایان بررسی است: اول، تولید نظریههای دینی بنیادی، راهبردی و کاربردی در عرصههای مختلف زندگی برای اداره جامعه بر اساس دین. دوم، فرهنگ سازی بر اساس باورها و ارزشهای دینی از طریق ترویج و تبلیغ دین. سوم، نظارت بر عملکرد نظام. چهارم، مشارکت در ادارهی نظام از طریق تربیت نیروهای مورد نیاز نظام.
تعامل حوزه و نظام بر اساس نظریه امام(ره)
در این مجال، نکاتی را دربارهی تعامل در محور نخست که مهمترین محورهاست به عرض میرسانم.
بر اساس نظریه حضرت امام(ره)، حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه، در تمامی زوایای زندگی بشریت است. از این رو، تعامل در محور نخست، ضرورت ویژهای مییابد. این نظریه، مبنای تاسیس حکومت اسلامی و مورد تایید قریب به اتفاق مراجع موجود و خود حضرت عالی است. الگوی مطلوب تعامل میتواند بر اساس این نظریه به عنوان چشم انداز بیست ساله تدوین شود. تحقق چنین الگویی مستلزم تمهیدات قانونی، سازمانی، مالی و نیروی انسانی متناسب در دو طرف تعامل؛ یعنی حوزه و نظام است.
در یک آسیب شناسی اجمالی، ملاحظه میکنیم که رابطه حوزه با نظام، به صورت کامل بر اساس این نظریه تنظیم نشده و تمهیدات آن به نحو کامل فراهم نیامده است. هیچ قانونی وجود ندارد که ارکان نظام را ملزم به مطالبهی همکاری حوزه در تبیین قوانین و سیاستها کند. هیچ نهادی که وظیفه آن ایجاد زمینههای لازم برای تحقق این تعامل باشد وجود ندارد. این امر در تنظیم بودجه کشور نیز مغفول مانده است. در بیشتر مدیران نظام، زمینههای علمی لازم برای برقراری این تعامل وجود ندارد.
در حوزه نیز نهادی که وظیفه آن ایجاد زمینههای لازم برای استنباط نظریههای راهبردی و کاربردی و پاسخگویی به نیازهای نظام باشد وجود ندارد.
راه کارهای تحقق الگوی مطلوب تعامل حوزه و نظام
از نظر نیروی متناسب با این هدف، بر اثر اقدام برخی مراجع و بزرگان حوزه و حرکتهای خودجوش طلاب، اکنون نسلی از روحانیون ظهور کردهاند که دارای صلاحیتهای علمی حوزوی و دانشگاهی در سطوح عالیاند.
حدود چهار سال است که بیشتر این افراد با پشتیبانی مدیریت محترم حوزهی علمیهی قم، در قالب بیش از دوازده انجمن علمی با هدف ارتقای دانش در رشتههایی مانند اقتصاد، سیاست، مدیریت، روان شناسی و تربیت، گرد هم آمده و با امکانات بسیار محدود، مشغول فعالیت شدهاند. انجمنهای علمی حوزه با توجه به اهدافی که در اساس نامه آنها آمده است، میتوانند با استفاده از اعضای خود به تحقق الگوی مطلوب کمک کنند.
با این وجود، تعداد این روحانیون نسبت به نیازها بسیار کم است. از نظر سازمانی، حوزه در نظام علمی کشور از جایگاه رسمی متناسب با شان و منزلت علمی خود برخوردار نیست. با این شرایط، کسب امتیاز یا مجوز رسمی برای فعالیتهای علمی حوزوی از وزارت علوم، مستلزم ریختن فعالیتهای حوزوی در قالب ساختار و سازمان دانشگاهی و رها ساختن نقاط قوتی است که در سیستم آموزشی و پژوهشی حوزهها وجود دارد.
بر این اساس، برای تحقق آن الگوی مطلوب در بلندمدت، تدابیر زیر پیشنهاد میشود:
1. تدوین چشم انداز بیست ساله تعامل نظام و حوزه در عرصههای چهارگانه پیش گفته، و تدوین سیاستهای کلی و برنامههای چهارساله حرکت درمسیر چشم انداز.
2. ایجاد رشتههای میان رشتهای اسلامی در علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاهها برای تربیت مدیران و کارشناسان.
3. ایجاد رشتههای میان رشتهای اسلامی با سبک و سیاق اجتهادی در حوزه، برای تربیت پژوهشگرانی که توانایی نظریه پردازی در این زمینه را داشته باشند.
4. پیشنهاد میشود در هر یک از قوای سه گانه و نیز در مدیریت حوزهی علمیهی قم، معاونتی ایجاد گردد که وظیفه آن همکاری جهت تدوین چشم انداز بیست ساله و سیاستها و برنامههای مربوط به آن و نیز چاره جویی برای اسلامیتر کردن سیاستها و برنامهها در کوتاه مدت باشد.
5. پیشنهاد میشود مدیریت محترم حوزه مبارکه علمیه قم طرحی را برای تاسیس رشته، اعطای مدرک، اعطای مجوز به مجلات و تاسیس انجمنهای علمی، به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه دهد تا از این طریق بتوانند به طور مستقل به این امور اقدام نمایند.
انجمنهای علمی حوزه میتوانند در تحقق الگوی مطلوب، نقش بیبدیلی داشته باشند؛ از این رو پیشنهاد میشود مراجع معظم، بهویژه مقام معظم رهبری و نیز دولت از انجمنهای علمی پشتیبانی بیشتری نمایند و با حمایت مادی و معنوی خود موجب بالندگی هر چه بیشتر آنان گردند.
بهرهگیری از فناوریهای نوین/ حجتالاسلام والمسلمین مظلومی
رهبر گرامی!
بر کسی پوشیده نیست که امروزه آشنایی با فناوری نوین و به کارگیری رایانه در عرصههای مختلف زندگی، ضرورتی گریزناپذیر است. میزان گسترش و بهرهمندی از رایانه، یکی از شاخصههای توسعه کشورها شمرده میشود.
استفاده از فناوری برای ابلاغ رسالت فراگیر اسلام
گرچه سالها پیش نخستین حرکتهای حوزهی علمیه در تولید اطلاعات و نرم افزارهای اسلامی، با حمایت مستقیم و اشراف حضرت عالی آغاز شد و اکنون آن نهال نوپا پس از گذشت نزدیک دو دهه از عمر خود به شجرهای تبدیل گشته است که «اصلها ثابت و فرعها فی السماء» و گرچه حرکتهای فراوانی در زمینه نرم افزارهای محتوایی اسلامی در حوزههای علمیه کشور همچون اصفهان و مشهد بنیان نهاده شده و با حمایت مراجع گرانقدر و نهادهای پژوهشی سامان گرفتهاند و آموزش دهها هزار نفر از طلاب و فضلای حوزههای علمیه و آشنایی ایشان با فناوری نوین تجربهای موفق بوده است اما دل شادی به این دستاوردها نباید ما را از چشم دوختن به افقهای پیشرو باز دارد؛ که سرباز عرصه فرهنگ نیز باید به فرمان امیرمومنان(ع) چشم به کرانه دشمن نهد که «اِرمِ ببصرک اقصی القوم».
مقایسه مسیر طی شده با راه باقی مانده، ما را به تلاش جدیتر و تدبیری اندیشمندانهتر فرا میخواند. اگر نرم افزارها، زبان آشنای مخاطبان امروزی است و شبکه جهانی باید تجلی گاه ابلاغ رسالت فراگیر اسلام باشد، راه درازی در پیش است. این نیاز را اندیشمندان و مبلغان با عمق جان خود دریافتهاند و کمتر کسی را میتوان سراغ گرفت که از ضرورت این امر غافل باشد اما دستیابی به این آرمان باید به عمل راست آید.
پیشنهادهایی در بهرهگیری از فناوری اطلاعات
از این رو پیشنهادهایی تقدیم میگردد:
1. شبکه جهانی اکنون به بزرگترین بستر تبادل اطلاعات تبدیل گشته است؛ به گونهای که با بازسازی نسخههای الکترونیکی تمام رسانههای دیگر، به ابررسانهای فراگیر مبدل شده است. تلویزیون، ماهواره، کتاب و مجلات، حتی اگر در نشر سنتی خود با مشکلی روبهرو باشند، به آسانی بر روی شبکه منتشر میشوند و این هشداری است برای مسئولان فرهنگی که رصد تغییرات و روند حرکت اطلاعات در بستر شبکه، وظیفهای حیاتی است و اگر بپذیریم همه رسانههای دیگر در این بستر عرضه میشوند، اهتمامی بس بیشتر از صدا و سیما را خواهد طلبید.
تعیین اهداف و روشها سیاست گذاری و نظارت، محتاج تمرکزی مدیریتی و حاکمیتی است که آن نیز جز با اشراف حضرت عالی و در سطحی فراسازمانی و ملی صورت نخواهد گرفت، زیرا این جریان فرهنگی خود منشا و زیربنای پیدایش امواج فراوانی در سطح جامعه انسانی است.
2. نیل به اهداف جمهوری اسلامی تنها در سایه بذل توجه لازم به فناوری اطلاعات صورت میگیرد. توسعه علمی و فرهنگی کشور و تحقق آرمانهای مذکور در اسناد ملی نیز تنها با گذر از مراحل پیدایش و رشد جامعه اطلاعاتی به دست میآید. کسب و حفظ جایگاه علمی درخور ایران در سطح بین المللی، وابسته به نهضت نرم افزاری است و گام نخست تولید علم، مدیریت، ساماندهی و بازیابی اطلاعات است.
3. فناوری اطلاعات پدیدهای نوپاست و پیامدهایی را داشته است که سابقهای تفصیلی در سنت مباحثه دینی نداشتهاند. نظریه پردازی در مباحث اخلاقی و حقوقی فناوری اطلاعات در کنار استخراج و تبیین دیدگاههای اسلامی در تولید، عرضه و برنامه ریزی جریان جهانی اطلاعات وظیفهای است که بر عهده پژوهشگران حوزههای دینی است. فقر پژوهشی موجب شده تا پرسشها و شبهات مفهومی و مصداقی این حوزه اکنون با پاسخهایی سلیقهای روبهرو باشند. مفاهیمی از قبیل حریم شخصی افراد یا جرایم اینترنتی، نمونههایی مشهود از چنین موضوعاتی است.
4. تعداد حرکتهای توانمند ولی پراکنده، در عرصه اطلاعرسانی اسلامی و کثرت نهادهای فعال در زمینه عرضه الکترونیکی معارف دینی محتاج ساماندهی است تا با شناخت وضعیت موجود و تصویر آینده مطلوب، راه کار مناسب و خط مشی جامع فعالیتها تدوین گردد و فعالیتهای موازی به پوشش خلاها سوق داده شوند و به هدف هم افزایی تلاشها نزدیکتر گردیم.
5. اطلاع رسانی معارف اسلامی نخستین رسالت نهادهای رایانهای حوزه است. این مهم با تولید کتاب خانههای الکترونیکی در رشتههای گوناگون علمی آغاز شد و هم اکنون بسیاری از منابع اسلامی را میتوان در قالب نسخههای الکترونیکی جستجو نمود.
تولید فرهنگهای موضوعی، یعنی تسهیل دستیابی محققان به مفاهیم موجود در متون و منابع، که بحمدالله آن نیز در برخی موسسات تحقیقی صورت گرفته و حتی مقدمات علمی آن در قالب ابزارهایی همچون اصطلاحنامههای علوم اسلامی تدوین شده است ولی گسترش فعالیتهای فعلی، آموزش این شیوهها به محققان و نهادهای تحقیقاتی، تهیه بسترهای فنی پژوهشی جهت پاسخگویی به پرسشهای نظری و کاربردی و تلاش برای رسیدن به روشهای فنی تحلیل معنایی که گاه با عناوینی همچون داده کاوی از آن یاد میشود، گامهای بعدی در این مسیر طولانی است که باید پیموده شود.
امیدواریم با عنایت حضرت عالی و الطافتان گامهای بلند بعدی در این عرصه برداشته شود.
حوزه، طلاب جوان و مدارس علمیه/ حجتالاسلام والمسلمین نظافت
با کسب اجازه، درباره طلاب جوان و مدارس علمیه نکاتی را به عرض میرسانم.
مستحضرید که بقای حرکت خروشان انقلاب اسلامی ما به توان و نوع عملکرد خواص جامعه بستگی دارد. علما و فضلا، که سرآمد طبقه خواص هستند، در این میدان وظایف سنگینی دارند. تربیت این عالمان کار بزرگی است که زیربنای آن در پایههای اولیه طلبگی بنا میگردد. لذا مدارس علمیه و برنامهریزان با هدف بسترسازی برای تربیت عالمان مدافع فرهنگ تشیع، نقشی خطیر به عهده دارند.
در این مسیر، طلاب جوان علیرغم دلسوزیها و زحمات مسئولین، کاستیها و مشکلات جدی دارند.
راههای تربیت طلاب هدفمند و کارآمد
امروزه ما به طلابی هدفمند، امیدوار، بانشاط، دردمند، باتقوا، آشنا با قرآن و حدیث، زمان شناس، کارآمد و توانمند در عرصه قلم و بیان نیازمندیم. برای تربیت چنین طلابی چه باید کرد؟
1. تقویت انگیزه و ایجاد شور و نشاط و تبیین چشم انداز طلبگی و جایگاه طلبه، تمهید ابزار و آداب کار و حل مشکلات فرارو و آموزشِ روش برخورد با مشکلات در یک برنامه پیش حوزوی.
2. داشتن نگاه پدرانه از سوی مدیران به طلاب.
3. توجه جدی به معنویت و تهذیب از طریق ایجاد ساختارهای مناسب در مدیریت حوزه.
4. بخش آموزش نیز باید دغدغههای اخلاقی و تربیتی داشته باشد. اساتید حوزه باید الگوی اخلاق باشند و انگیزه تربیتی داشته باشند تا طلاب را به تحرک وادارند.
5. اعزام اساتید اخلاق به صورت حساب شده.
6. توجه جدی به محوریت قرآن و حدیث به ویژه نهج البلاغه، به گونهای که در طول دوره شش سالهی سطح یک، طلاب با قرآن و احادیث و ادعیه در قالب کلاس و مباحثه مانوس شوند. باید توجه داشت که تا وقتی طلاب با منابع اصلی آشنا نشوند، مطالعه آثار بزرگان به تنهایی ثمربخش نخواهد بود.
7. جمع تدریجی بین غنای علمی و فعالیتهای اجتماعی لازم به دو طریق:
الف. حضور در جمعهای دانش آموزی و دانشجویی با برنامه ریزی کامل و احتیاط لازم؛
ب. حضور جوانان در مدارس علمیه با تشکیل حوزه پارهوقت.
انس و تاثیرگذاری طلاب بر جوانان، نشاط و اعتماد به نفس طلاب، تقویت بنیه علمی تدریس، افزایش مهارتهای ارتباطی ، شناسایی جوانان مستعد برای حوزه، آشنایی با مشکلات، نیازها و شبهات و در نتیجه افزایش انگیزه مطالعه و تحقیق، نتایجی است که میتوان از این راه به دست آورد.
8 . از کارهای دیگر که باید انجام شود ایجاد و حفظ نشاط جسمی و روحی از طریق ارتباط با رجال و دیدار با اسوهها به ویژه دیدار طلاب جوان با حضرت عالی است.
بازدید از موسسات و مراکز پژوهشی، ایجاد فضای معنوی به صورت متعادل از طریق انس با صحیفهی سجادیه و سایر ادعیه و شرکت در اعتکاف، منتقل کردن طلاب و برنامههای مدرسه به مکانهای خوش آب و هوا، به خصوص در تابستان، توجه به ورزش با احداث اردوگاه تفریحی ورزشی ویژه مدارس علمیه از جمله کارهایی است که لازم است.
9. ایجاد و حفظ روحیه حق طلبی، نقادی وآزادمنشی فکری از طریق برگزاری کلاسهای روش نقد، آداب نقد و تشویق طلاب ناقد.
10. توجه به دو عنصر گویندگی و نویسندگی از طریق کارگاههای نویسندگی و خطابه و مطالعه متون ادبی قدیم چون گلستان و بوستان و ادبیات معاصر.
11. ایجاد و حفظ روحیه تحقیق و به کارگیری طلاب به صورت جمعی در امر تحقیقات.
البته برای اجرای این پیشنهادها باید دست کم در چند عرصه عمده؛ یعنی برنامه ریزی، پذیرش مدیران و فضاهای آموزشی ، تحولات جدی به وجود آید.
تحولات لازم در عرصه برنامهریزی
تحولات لازم در عرصه برنامه ریزی از این قرار است:
الف. لزوم هدف گذاری روشن در برنامهها؛
ب. تدوین طرح جامع آموزشی ـ تربیتی متناسب با نیازهای جدید برای پرورش نیروهای کارآمد، عالم، باتقوا و انقلابی. آنچه اکنون انجام میشود برنامههایی پراکنده است؛ گرچه مفیدند ولی ناکافی و خارج از یک طرح جامعاند. به عنوان نمونه هم اکنون برنامه، مواد درسی و حتی امتحانات طلاب دارای مدرک سیکل، دیپلم و بالاتر از دیپلم با هم یکسان است.
ج. ایجاد تحرک در برنامهریزان و تصویب کنندگان طرحها و برنامهها. باید توجه داشت اشتغالات متعدد و مسئولیتهای متفاوت، دور بودن برخی از برنامه ریزان و تصمیم سازان از متن حوزه علیرغم دلسوزی و خلوص ایشان، عدم تغییر مسئولان تصمیم گیرنده، که باعث رکود و یک نواختی در فضای تصمیم گیری شده است، تصمیمسازیهای کند و دیرهنگام و غیرمنسجم و ... مشکلاتی است که نیاز به تحول را جدی مینماید.
البته بعضی از مدارس به صورت خودجوش طرحهایی اجرا کردهاند و توفیقاتی داشتهاند. نقد و ارزیابی و تکمیل این طرحها و ارائه آن برای تمامی مدارس، ضروری به نظر میرسد.
تحولات لازم در عرصه پذیرش طلاب
ضرورت تحولات لازم در عرصه پذیرش طلاب و استقبال کم جوانان کماً و کیفاً علیرغم نیاز شدید، از مشکلات عرصه پذیرش است. این امر باعث شده که از ناچاری و نبود نیروی کافی، به حداقلها اکتفا شود. در شهرستانها که فیلتر جدی وجود ندارد، عدم طراحی یک سیستم کارآمد برای جذب، معضلات دیگری را به وجود میآورد.
افت سطح علمی حوزه، ریزش فراوان و اتلاف امکانات و بودجه، نبود طرح جامع برای کشف و جذب جوانان مستعد، عدم معرفی حوزه به جامعه خصوصاً به نسل جوان، کم توجهی جامعه به اهمیت حوزه و معارف دینی و توجه عمومی به علوم روز، از آسیبهای عام در این زمینهاند. اگر امروز جوانی بخواهد طلبه بشود، خانواده ممکن است مخالفت کند. حتی معلمهای مذهبی مخالفت میکنند؛ یعنی ما دین و حوزه را عملا کوچک میشماریم.
بنابراین برای تحول در عرصهی پذیرش باید به این نکات توجه داشت:
1. معرفی حوزه در قالب برنامههای متناسب با شان حوزه در رسانهها و مجامع عمومی؛ مانند نماز جمعه، حضور طلاب موفق و فضلای مشهور در دبیرستانها و معرفی صحیح حوزه در مناسبتهای مختلف مثل هفته مشاغل و برگزاری طرحهای معرفتی توسط مدارس علمیه برای نوجوانان و جوانان تا از میان آنان افراد مستعد برای حوزه انتخاب شوند. هم چنین لازم است در عرصه مدیران، تحولاتی صورت پذیرد؛ مانند حذف مدیران ناکارآمد و استفاده از مدیران خلاق، پرکار، دلسوز و فارغ از مشغله که هم به نشاط و سرزندگی و اقتضای جوانی طلاب توجه کرده و هم دارای برنامه جامع، هدفمند، به روز، متعادل و غیرسلیقهای باشند.
2. حمایت ویژه از مدیران موفق و رفع تنگناهای مالی مدارس.
3. ارتقای جایگاه و شان مدیریت مدرسه. برای گرایش فضلای توانمند به این عرصه که این عرصه را کوچک میشمارند از طریق دیدار مدیران مدارس حوزهی علمیه کشور با حضرت عالی، توصیه حضرت عالی به نمایندگان خود برای ارتباط با مدیران و حمایت از آنان، برگزاری اجلاس سراسری مدیران و تعاملات فکری و کاری بین مدیران و تبادل تجربیات و تحولات لازم در فضاهای آموزشی.
4. چاره جویی برای رفع پراکندگی مکانی مدارس. این پراکندگی باعث افت شور و نشاط علمیشده است، وقت اساتید و طلاب در رفت و آمد تضییع و از احاطهی مدیریت حوزه بر مدارس کاسته شده است. از طرفی زمینه کمک و همیاری طلاب تضعیف شده، در نتیجه فرصتها و امکانات به دلیل عدم امکان اجرای طرحهای مشترک از میان رفته است. البته بعضی استدلال میکنند که مدرسهی علمیه تاثیر معنوی در محیط دارد؛ غافل از آن که مدرسه در آن مکان دور با مشکلاتی چون بیبرنامگی و نبود استاد، تاثیر عمدهای نخواهد داشت و گاهی اوقات تاثیر منفی نیز دارد.
5. ایجاد کتاب خانههای قفسه باز در مدارس با موضوعات و کتب لازم برای طلاب، متناسب با نیازهای امروز.
6. تاسیس مدارس با استفاده از ظرفیت زمینهای اطراف حرم مطهر با ساختمانهایی متناسب با نیازهای گوناگون آموزشی، تربیتی، رفاهی، ورزشی و نجات طلاب جوان از ساختمانهای فرسوده و دلگیر و نشاط سوز.
7. جلوگیری از ساخت و ساز مدارس جدید بدون انطباق بر نیازهای آموزشی و تربیتی. متاسفانه بعضی از ساختمانهای جدید به هتل آپارتمان شبیهترند تا مدرسهی علمیه.
در پایان تاکید میکنم که حل مشکلات حوزه، تاثیر فراوانی در حل مشکلات کشور دارد.
متاسفانه به نظر میرسد هنوز به این باور نرسیدهایم و یا غفلت کردهایم که تربیت طلاب فاضل با تقوا و کارآمد، نقشی بیبدیل در اصلاح امور دارد. به نظر من دست کم در بخش فرهنگی تا مشکلاتِ حوزه حل نشود، مشکلات کشور حل نخواهد شد.
تهدیدها و راهکارهای نهضت نرمافزاری/ حجتالاسلام والمسلمین واعظی
بنده نکاتی را در مقوله پژوهش و تولید علم در حوزه عرض میکنم.
روشن است که حوزهی امروز با گذشته به کلی متفاوت است. افزون بر تلاشهای علمی که از گذشته در ساحتهای سنتی حوزه مانند: فقه، اصول، فلسفه و تفسیر رواج دارد، افقهای جدیدی گشوده شده و بحث نهضت تولید علم در چند سال اخیر به لطف جناب عالی و همت عزیزانی در حوزه رسوخ پیدا کرده و بحمدالله امروز نسلی به وجود آمده که به خوبی و تا حد قابل قبولی با دیگر حوزههای معرفتی آشناییهایی پیدا کردهاند. این امر نوید میدهد که ان شاءالله اگر این تلاشها مستمر شود برکاتش را در آینده شاهد خواهیم بود.
تهدیدهای نهضت نرمافزاری
من ترجیح میدهم راجع به نگرانیها و تهدیدهای این مقوله سخن بگویم.
در مقوله تولید علم و آزاداندیشی یک نگرانی که وجود دارد که هنوز به نظر میرسد فضای ما با فضای مطلوب در مقوله آزاداندیشی قدری فاصله دارد. هنوز در اقشاری از حوزه، تحمل افکار نو مقداری پایین است.
از آفات دیگر در این زمینه، ساده انگاری، سطحی نگری و اشباع کاذب است، گاه اندک آشنایی با مقولات بیرونی، این احساس را به وجود میآورد که گویی شخص بر این مباحث مسلط شده است در حالی که هم چنان که در تسلط بر علوم حوزوی نیاز به تحقیقات فراوان و صرف عمر و بذل عنایت دارد، اگر بخواهیم در علوم بین رشتهای و علوم انسانی نیز بر اساس مشی دینی تولید کنیم با نگاه نسبت به آفاق فکری دیگر نباید دچار ساده اندیشی و سطحی نگری شویم.
به نظر من نقد نظریههای دیگر و نظریات رقیب در عین حال که قدم بلندی در راه تولید علم و نظریه پردازی است، نباید باعث خلط میان نقد نظریههای رقیب و تولید علم و نظریه پردازی شود. باید افق کار را خیلی طولانیتر، وسیعتر و مهمتر قلمداد کنیم.
مشکل دیگری که بنده مشاهده میکنم، خطر بوروکراسی و اصالت یافتن تشکیلات اداری و عریض و طویل شدن بافت مدیریتی پژوهشکدهها، پژوهشگاهها و مراکز و موسسات حوزوی است.
در برخی موارد مشاهده میشود آن بهایی که باید به محقق، به حمل شایع داده شود، وجود ندارد. در عوض، به مدیران، مسئولین، ساختمان و امور این چنینی بسیار بها داده میشود و این خطری است که باعث میشود خود تشکیلات اصالت پیدا کند.
مشکل دیگر این است که رشد و گسترش کمّی مراکز به لحاظ موضوع، متناسب با ظرفیت علمی محققان و نیروی انسانی موجود نیست. استراتژی کلان، بر مقوله توسعه مراکز و تاسیس مراکز پژوهشی حاکم نیست.
توسعه متناسب با نیازسنجی و بر اساس درک این که در چه حوزههایی ظرفیت کافی و نیروی انسانی کافی برای پژوهش داریم باید انجام پذیرد تا مراکز بر اساس آن بسط یابند. از این رو شاهد موازی کاری هستیم و مراکز با قلت محقق روبه رویند. گاه مراکزی با بودجه و امکانات خوب وارد عرصهای میشوند در حالی که پژوهش گر آموزش دیده مسلط در آن حوزه، بسیار کم داریم. این امر موجب چند مشغله شدن محققان و مدیران میشود. تولید علم وقتی امکان دارد که محقق در یک حوزه خاص با فراغت و با حمایت بتواند کار خود را انجام بدهد و دغدغه دیگری نداشته باشد.
مساله دیگر این که علیرغم موفقیت و پیش رفت در نظام آموزشی حوزه، ما احتیاج داریم که آموزشهای سطح عالی حوزه را به حوزههای تخصصی بکشانیم.
وقتی آموزش فلسفی حوزه عمدتاً معطوف بر هستی شناسی امور عامه و الهیات بالمعنی الاخص است، چه طور انتظار داریم دانش آموخته فلسفه وارد حوزه حکمت عملی، حوزه فلسفهی اخلاق، فلسفهی سیاسی و حوزههای دیگر شود؟ ما آموزشها را به حوزه نظری سمت و سو میدهیم ولی از زمینه سازی برای حکمت عملی غافلیم.
سطح چهار حوزه بیش از این که هست باید تخصصی شود؛ مثلاً در فلسفههای مضاف، فقه پزشکی، فقه جزا، فقه مسائل زنان، فقه مسائل خانواده و... نیز فعال شود.
راه کارهایی برای پیشبرد نهضت نرمافزاری
اینک به اختصار چند راه کار را بیان میکنم:
1. تاسیس بانک اطلاعات، لازم است تا آخرین دستاوردها و نظریهها در هر حوزه معرفتی طبقه بندی شود. باید اطلاعات کافی داشته باشیم از آنچه در بازار علم و در فضای اندیشه گذشته است. بانک اطلاعات به کسانی که میخواهند پایان نامههای سطوح عالی حوزه را بنویسند نیز کمک میکند.
2. ثبت نوآوریها و نظریهها در یک مرجع ذیصلاح، این امر کمک میکند که گامهای بعدی در جهت به بحث و نقد گذاشتن نظریهها و افکار نو حاصل شود.
3. پیشنهاد آخر این که اگر ما بخواهیم علوم انسانی اسلامی داشته باشیم، باید در حوزههای جدید بینارشتهای قدمهایی استوار برداریم. ما احتیاج داریم که طلاب را با ماهیت علوم جدید ـ چه در حوزه علوم طبیعی و چه در حوزه علوم انسانی ـ آشنا کنیم و در قدم بعدی درک روشنی از مفهوم تولید دینی عرضه کنیم.
اگر دوستان با این مباحث آشنا باشند میبینند که حتی بین صاحب نظران، درک مشترک و روشنی از ساز و کار، درون مایه و محتوای علم دینی وجود ندارد.
این مقولات باید به بحث گذاشته شود، در سطوح پایین حوزه به بحث درآید و به تعبیر دیگر، بایستی بنیان نظری لازم و متناسب در جهت تکمیل علوم انسانی بومی به درستی تمهید گردد. این امر سامان نمیپذیرد مگر با علم شناسی فلسفی؛ یعنی درک فلسفی و تامل فلسفی نسبت به ماهیت علم و علوم موجود در سطوحی از حوزه تدریس شود تا طلاب با درک عمیق این اوضاع، گامهای بعدی را در ظرف تولید علم انسانی بومی بردارند.
ضرورت نظام آموزشی پژوهشگرا/ حجتالاسلام والمسلمین زادهوش
نکاتی را به اختصار خدمت مستطاب عالی عرض میکنم. بعضی از این نکات را عزیزان گفتند.
تاکید بر تدوین متون درسی
یکی از آنها تاکید بر بازنگری و تدوین متون درسی حوزه است که علیرغم تاکیدات گذشته جناب عالی و سایر بزرگان و مراجع معظم، هنوز اصلاحات و تغییرات لازم در متون آموزشی و درسی حوزه صورت نپذیرفته است.
بعضی از متون گذشته ما مشحون از آیات قران کریم است و مصدر به آیات است ولی امروز این چنین نیست و متاسفانه همانند متون اصلی، قرآن و حدیث جایگاه محوری در درسهای ما ندارند.
ضرورت انجام پژوهش در ضمن تحصیل
درسهای ما به گونهای است که پس از گذشت حدود یک دهه از تحصیل متراکم و حجیم در حوزههای علمیه باید تردید کرد که آیا خروجیهای این یک دهه تحصیل، میتوانند پاسخگوی نیازهای مخاطبان خود به خصوص در عرصههای جدید باشند؟ تاکید حضرت عالی، بر تشکیل سازمانی کارآمد و شتاب یافتن این اقدام موثر خواهد بود.
در خصوص تقویت پژوهش در حوزه، پاسخ حضرت عالی به نامه جمعی از پژوهشگران حوزه، نقطه عطف مهمی در نهضت نرم افزاری و تولید علم بود اما این حرکت عمدتاً در حاشیه حوزه قرار دارد و در متن اصلی حوزه هنوز ساختار منظم و یک اقدام جدی برای دمیدن روح پژوهش صورت نگرفته است.
شاید مستحضر باشید که بعد از گذشت ده سال از تحصیلات حوزوی، یک طلبه موظف است برای گرفتن مدارج علمی سطح سه، پایان نامهای بنویسد ولی در طول این ده سال هیچ تکلیفی برای پژوهش به شکل رسمی در حوزه وجود ندارد.
پیشنهاد این است که هر طلبه برای ارتقا به پایهای بالاتر، موظف و مکلف به ارائه تحقیق و پژوهش باشد.
توجه به مقوله هنر در حوزه
بعضی از عزیزان مقوله هنر را مطرح کردند. وجود ذوقهای سرشار هنری در میان طلاب جوان و مهمتر از آن عنایت اندیشمندان و صاحب نظران حوزه به مقوله هنر در کنار اعتنای جدی و مستمر حضرت عالی به این موضوع مهم، اقتضا مینمود که حرکت مبارکی از سوی نهادهای حوزوی و تبلیغی برای تبیین مفاهیم و سمت بخشی به هنر و هنرمندان در ساحت معارف اسلامی صورت گیرد. تاکنون متاسفانه شاهد اقدام شایستهای در این زمینه نبودهایم. در صورت صلاح دید تاکید بفرمایید هم حوزه به مباحث نظری هنر بپردازد و هم دستگاههایی مثل دفتر تبلیغات اسلامی ساز و کار پیوند هنر و حوزه را فراهم کنند.
دربارهی تاکید بر فراگیری زبانهای خارجی که بعضی عزیزان هم فرمودند، باید گفت با این که روحانیان کاروانهای حج عمره از پرتلاشترین و تاثیرگذارترین اقشار مبلغان هستند لکن ضعف قدرت سخن گویی به زبانهای سایر مسلمانان به ویژه مکالمه رایج عربی، به آنها اجازه برقراری ارتباط با سایر مسلمانها و انتقال مهر و عطوفت شیعی و آموزههای مکتب اهل بیت(ع) و ارزشهای ناب انقلاب اسلامی را نمیدهد.
البته فعالیتهایی در این زمینه در برخی حوزهها انجام شده ولی اهتمام بیشتری را میطلبد. تا کی باید نظامهای مسلط فرهنگی به هجمه همه جانبه و تسخیر زوایای زندگی جوامع بشری در کشورهای اسلامی ادامه دهند و فریاد سالار مسلمانان، رهبر بیدار و آگاه، دغدغه در ذهنها ایجاد نکند؟!
همکاری حوزه و وزارت آموزش و پرورش
رسمیت بخشی و نهادینه کردن همکاریهای حوزه و آموزش و پرورش، نکته دیگر است. اگر چه هم اکنون برای این همکاری، دفتری ایجاد شده است ولی معمولاً سیاست دولتها تاثیرگذار است و باید کوشش بیشتری برای همکاری این دو نهاد بزرگ صورت بگیرد.
حضور در صحنه بینالمللی و مقابله با عقاید باطل
هرروز صدها کانال تلویزیونی ماهوارهای و دهها هزار قلم به مزد در سطح جهان، هویت مسلمانان را نشانه رفتهاند و ما هنوز عُشری از این شبیخون نابرابر را پاسخ ندادهایم تا چه رسد که از موضع انفعالی به موضع تهاجمی نیز برسیم!
سازمانها و نهادهای فرهنگی دینی و متولی تبیین آموزههای اسلام ناب محمدی(ص) حضوری جهان پسند، تاثیرگذار و همه جانبه در فضای بین المللی ندارند.
با توجه به این که امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، از عواملی که به انسجام اسلامی خدشه وارد میکند و باعث تحریکات مذهبی میگردد، دخالتهای بیرویه و سرمایه گذاری برخی از کشورها برای ترویج عقاید باطل و بیاساس سَلَفیگری و وهابیت در مناطق مرزی جمهوری اسلامی است. این تحرکات نه مورد پسند هموطنان سُنی مذهب است و نه قابل تحمل برای ملت بزرگ و ولایتی ایران. فرقههای ضالّهی دیگری نیز که معبدشان اسرائیل و منبع درآمدشان آمریکاست، در ترویج عقاید باطل خود، با گستاخی و جسوری بیشتری در این زمینه فعالاند. به نظر میرسد این حرکت بیشتر سیاسی است و نیاز به قطع سرنخها دارد.
چند سال گذشته، جمعی از علمای طراز اول حوزهی علمیه اصفهان از حضرت عالی درخواست نمودند که کارشناسان دین، حضوری تاثیرگذار در سلامت هنر هفتم داشته باشند. بحمدلله در صدا و سیما تا اندازهای به این مهم پرداختهاند.
تعمیم این همکاری در فیلمهای سینمایی و رسمیت بخشی به حضور کارشناسان دینی در عرصه سینما به سلامت بیشتر این نوع فیلمها خواهد انجامید.
از عنایت و اعتنای جدی حضرت عالی و حوصلهای که به خرج دادید، سپاس گزارم.
ضرورت تدوین طرح جامع حوزههای علمیه/ حجتالاسلام والمسلمین نظری
از همه مشکلات و معضلات و مسائل حوزه علمیه در ابعاد گوناگون آن گفته شد و پیشنهادها داده شد. پیشنهاد حقیر که البته از حدود دو سال پیش هم در مجمع ]نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم[ پیشنهاد دادیم، از کمیسیون طرح و برنامه، برای جمع بندی همه این معضلات و مشکلات، این است که طرح اساس نامه جامع حوزه علمیه با ابعاد متعدد آن و جزیرههای جداگانهای که الآن هست و مرتبط به همدیگر نیستند، اِلاّ اسماً نظیر این همه موسسه و پژوهشکده و مسائل متعددی که در حوزه علمیه است. یک معاونت آموزش داریم در حوزه علمیه، یک معاونت تبلیغ داریم که از معاونت آموزش گستردهتر شد. از بدو گزینش تا فرستادن به تبلیغ را اجرا میکنند و متون آموزشی اما خوب، زیر مجموعه حوزه هم هستند. بخش شهرستان هم به همین کیفیت. اگر طرح جامع حوزه علمیه، اساس نامه جامع حوزه علمیه؛ در راس آن مراجع عظام تقلید و جامعه محترم مدرسین و همه حوزهها با هم وظیفهشان دیده بشود. در ذیلش، وظیفه مجمع نمایندگان طلاب- که حضرت عالی فرمودید: من معتقدم باید در جمیع سطوح تصمیم گیری حوزه دخالت داشته باشد- اگر چه شانی الآن جز مشورت ندارد. این پیشنهاد حقیر بود، ضمن این که به عنوان مجمع نمایندگان در محضر حضرت عالی آمادگی خودمان را برای این که، این پیشنهادات را آن بخشش که مربوط به حوزه است تبدیل به طرح و برنامه کنیم و ارائه بدهیم، از همین جا البته اگر شانی بالاتر از مشورت برای ما دیده بشود. آماده هستیم که این پیشنهادها را تبدیل به طرح و برنامه و قانون، ارائه نماییم.