حضرت آیتالله خامنهای در محفل انس با قرآن (۱۴۰۱/۰۱/۱۴) هنر تلاوت را جزو برترین هنرهای مقدس دانستند و در این زمینه توصیههایی را خطاب به قاریان مطرح کردند که رسانه KHAMENEI.IR در این جدول این موارد را مرور میکند.
توصیه
بیانات
۱
پیشروی و تکامل در مسیر تلاوت
شما [قاریانی] که خوب و درست میخوانید و مستمع را به هیجان میآورید، فکر نکنید کار تمام شد؛ باید پیش بروید.
۲
تذکر به مستمعین برای پرهیز از تشویق بیمورد
گاهی [قاری] بد هم میخوانَد، امّا جمعیّت میگویند «اللّه»... شماها که با مستمعین طرفید، این تذکّرات را باید به آنها بدهید.
۳
در خدمت ذکر و دعوت بودن هنر تلاوت
هنر تلاوت باید در خدمت ذکر و دعوت باشد... جوری تلاوت کنید که منِ مستمع، متذکّر بشوم، و به یاد خدا، قیامت و عوالم بالا بیفتم.
۴
غلبه نکردن خودنمایی در تلاوت
آن حالت خودنمایی بر آن حالت تذکّر و مُذَکِّریّت و دعوت الیاللّه غلبه نکند در این تلاوتی که شما انجام میدهید.
۵
نداشتن نگاه صرف هنری به تلاوت
[تلاوت] فقط یک هنر نیست؛ این، وسیلهی دعوت الیاللّه است؛ با این شکل بایستی به آن نگاه کنید.
۶
تلاش برای افزایشِ ایمانِ مستمع
وقتی شما قرآن میخوانید ایمان مستمعتان بایستی افزایش پیدا کند.
۷
شروع قرائت با استعاذهی حقیقی
شما قرائت را با استعاذه شروع میکنید؛ [باید] این استعاذه حقیقی باشد. با این استعاذه واقعاً به خدا پناه ببرید از شرّ شیطان.
۸
مهندسی تلاوت قبل از شروع آن
شما به عنوان قاری... باید تلاوتتان را از پیش در ذهنتان مهندسی کنید.
۹
انتخاب لحن مناسب برای هر بخش
لحن مناسب با آن مضمون [آیات مورد تلاوت] را باید پیدا کنید.
۱۰
تشخیص محل مناسب انخفاض و اعتلاء صدا
باید تشخیص بدهید که کجا بایستی صدا را بلند کرد وکجا بایستی آرام خواند.
۱۱
توجه به کیفیت القاء آیات برای مستمع
کیفیّت القاء هم خیلی مهم است. یک نمونه، تلاوت سورهی مبارکهی فاطر عبدالفتّاح شعشاعی[است]. این لحن متناسب را در نظر داشته باشید.
۱۲
تجسم واقعه برای مستمع
کیفیّت تلاوت بتواند واقعه را مجسّم کند در مقابل مستمع یعنی جوری بخواند که شما که دارید میشنوید، کانّه دارید میبینید واقعه را.
۱۳
ایجاد تاثر و اتّباع در مستمع
تلاوت قاری باید منشا اثر باشد؛ باید جوری تلاوت کنید که تاثّر در مستمع شما به وجود بیاید. اتّباع باید به وجود بیاید با خواندن شما.
۱۴
پرهیز از خواندن قرائتهای مختلف و شاذ هنگام تلاوت
[خواندن] قرائتهای مختلف و شاذ... به نظر من هیچ وجهی ندارد، هیچ «ذکری» و «دعوتی» در این وجود ندارد.