خاطرات شاهرخ اورامی از سفر رهبر معظم انقلاب به کردستان در سال 67
شاهرخ اورامی از شاعران کرد اهل تسنن و ساکن سنندج است. او در سال 67 در دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با شاعران سنندج شعری را تقدیم ایشان میکند. اورامی خاطره جالبی از این شب دارد و میگوید که آن را هرگر فراموش نخواهد کرد.
وی که کتابی را با نام «شعاع مهر حسین (ع) در ادب کرد اهل سنت» نوشته و به رهبر معظم انقلاب تقدیم کرده است و حالا برای سفر مجدد ایشان به کردستان لحظه شماری میکند. با او درباره خاطراتش از سفر سال 1367 مقام معظم رهبری به کردستان گفتوگو کردیم:
یک ماه قبل از اینکه ایشان به کردستان تشریف بیاورند، استاندار آن وقت کردستان از من خواستند که چون به وضعیت فرهنگی استان آشنا هستم، تعدادی از شعرا، فرهیختگان و اساتید دانشگاه کردستان را برای ملاقات با رهبر معظم انقلاب دور هم جمع کنم. اما قرار شد که به علت مسائل امنیتی بعد از جنگ و شرایط خاص آن روزها تا زمان رسیدن ایشان به منطقه چیزی گفته نشود. جنگ تمام شده بود و گروهکها و جداییطلبها مشغول فعالیت بودند. با این شرایط ما به هر کدام از اساتید که موضوع را گفتیم با کمال میل و به عشق رهبر پذیرفت که در دیدارها حاضر شود. یکی از شعرای بسیار خوب منطقه مرحوم گلشن کردستانی بود. وقتی رهبر معظم انقلاب او را دیدند گفتند: شما باید آقای گلشن باشید. من شما را از سالهاست که میشناسم و شعرهای خوب شما را میخوانم و آنها را برای خودم مینویسم. من شما را با آن قصیده معروف در وصف غار حرایتان میشناسم و شروع کردند به خواندن چند بیت اول آن قصیده یک شبی غار حرا پرنور گشت/رازگاه رشک کوه طور شد. بعد رهبر معظم انقلاب رو کردند به مرحوم گلشن و فرمودند: مردم به ما گله میکنند که چرا مسئولان فرهنگی ما بومی نیستند. من هم از شما این گله را دارم که با این همه توانایی چرا در تهران ساکن هستید. مرحوم گلشن هم امر آقا را اطاعت کرد و بعد از آن به کردستان برگشت.
شبی که قرار بود شاعران در محضر رهبر معظم انقلاب شعر خوانی داشته باشند من هم حاضر شدم. بعد از شعر مرحوم گلشن بنده هم که شاعر جوانی بودم در مقابل ایشان به زبان کردی، عربی و فارسی شعر خواندم. از جمله شعری که این طور شروع میشد: سنندج نورباران گشته امشب/ صفای جان یاران گشته امشب. هر کدام از شاعران که شعر خود را میخواندند آقا به آنها بارک ا... میگفتند اما بعد ازاینکه من شعرم را خواندم ایشان پیشانی مرا بوسیدند. من این بوسه را هیچ وقت فراموش نمیکنم. من جوانی بودم که آقا در آن روز مرا شایسته لطف خودشان دانستند.
منبع: ایرنا